درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٧٧ - ٣ دل، وسيله معرفت عرفانى
|
جمال يار ندارد نقاب و پرده ولى |
غبار ره بنشان تا نظر توانى كرد |
|
|
بيا كه چاره ذوق حضور و نظم امور |
به فيض بخشى اهل نظر توانى كرد |
|
|
ولى تو تا لب معشوق و جام مىخواهى |
طمع مدار كه كار دگر توانى كرد |
|
|
دلا ز نور هدايت گر آگهى يابى |
چو شمع، خنده زنان ترك سر توانى كرد |
|
|
گر اين نصيحت شاهانه بشنوى حافظ |
به شاهراه حقيقت گذر توانى كرد[١] |
|
٣. دل، وسيله معرفت عرفانى
ديگر از ويژگىهاى مهم معرفت عرفانى اين است كه وسيله معرفت در آن، مركزيت «من» انسانى است كه از آن به قلب و دل تعبير مىشود. در حالى كه در ديگر انواع معرفت، وسيله و ابزار معرفت، قوّهاى از قواى نفس است. معارف عادى- چه حسى و چه عقلى- همگى با ابزار ذهن و عقل و حس به دست مىآيند كه همه اينها مراتب نازله نفس يا به تعبيرى قواى دست آفريده و پرورده نفساند. نفس آدمى مركزيتى دارد به نام قلب يا دل كه اساس حيات حقيقى آدمى است و با مرگش، حيات حقيقى انسان خاتمه مىيابد و او در كام هلاكت هميشگى و مرگ حقيقى فرو مىافتد. خداى كريم خطاب به رسول بزرگوارش صَلَّىاللَّهُ عَلَيهوَآلِه مىفرمايد:
إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ[٢].
هرگز سخنت را به گوش مردگان نتوانى رسانيد. و نمىتوانى ناشنوايان را هنگامى كه از تو روى بر مىگردانند و پشت مىكنند، فرا خوانى.
[١] . حافظ.
[٢] . سوره نمل: ٨٠.