درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٧٦ - ٢ ذات حق؛ موضوع معرفت عرفانى
است كه در آيه شريفه مورد درخواست حضرت موسى (ع) قرار گرفت، آنجا كه فرمود: رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ و پاسخ شنيد: لَنْ تَرانِي[١].
و همان عنقايى است كه به گفته حافظ شكار كس نخواهد شد:
|
عنقا شكار كس نشود دام باز چين |
كانجا هميشه باد به دست است دام را |
|
|
در بزم دور يك دو قدح دركش و برو! |
يعنى طمع مدار وصال مدام را |
|
با اين حال، هر چند حصول حقيقت معرفت كه همانا زوال همه حجابها و دريدن همه پردهها و برداشتن همه مرزهاست، ميسر نيست؛ لكن ازاله حجاب نفس كه برترين حجابها است، امكانپذير است و همين پايه از معرفت كه مرحله فناى فىاللّه و بقاى باللّه است، مقصد و مطلوب عارف است.
|
بر آستان جانان گر سر توان نهادن |
گلبانگ سر بلندى بر آسمان توان زد |
|
|
قدّ خميده ما سهلت نمايد اما |
بر چشم دشمنان تير از اين كمان توان زد |
|
|
درويش را نباشد برگ سراى سلطان |
ماييم و كهنه دلقى كاتش در آن توان زد |
|
|
گر دولت وصالت خواهد درى گشودن |
سرها به اين تخيل بر آستان توان زد[٢] |
|
قدّ خميدهاى كه مىتوان از كمان آن، بر چشم دشمنان تير زد، همان نفس رياضت ديده و خم شده در برابر فرمان حق است كه در نتيجه اين اطاعت و رياضت، توان نفى اغيار يافته و اين همان مقام فنايى است كه به آن اشاره شد.
[١] . سوره اعراف: ١٤٣.
[٢] . حافظ.