درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٨٦ - ٤ معرفت عرفانى؛ عملآفرين و محرك
|
همچو آهن ز آهنى بى رنگ شو |
در رياضت آينه بى رنگ شو |
|
|
خويش را صافى كن از اوصاف خود |
تا ببينى ذات پاك صاف خود |
|
|
بينى اندر دل علوم انبيا |
بى كتاب و بى معيد و اوستا[١] |
|
البته عملى بودن معرفت عرفانى به آن معنى نيست كه دوام استقامت بر طريق، لازمه لاينفك آن باشد. اثر عملى داشتن معرفت عرفانى به معنى سلب اختيار نيست تا آدمى در نتيجه معرفت عرفانى، مجبور به سلوك طريق حق و ارتقاى مراتب عاليه قرب و وصول گردد. بلكه به رغم همه مراتب عاليه عرفانى، هر لحظه امكان سقوط و واژگونى وجود دارد. بلكه مىتوان گفت سقوطِ از نردبان اين نوع معرفت، بسيار هولناكتر؛ خُردكنندهتر و دردناكتر است و معمولًا نابود كننده و جبرانناپذير مىباشد. آنان كه از نردبان معرفت عرفانى بالا روند و پردههاى حقايق از برابر ديدگانش كنار رود و به مقامات عالى معرفت و شهود دست يابند، اگر به آنچه ديده و چشيدهاند پشت كنند و از راهِ رفته برگردند، امكان خلاصى و نجات آنان بسيار كم است و هرچه در قوس صعود به مراتب بالاترى دست يافته باشند، سقوطى دردناكتر و نابود كنندهتر خواهند داشت. در اينباره نمونههايى در قرآن كريم آمده است كه به دو مورد اشاره مىشود:
الف) بلعم بن باعوراء از علماى بنى اسرائيل بود كه از سرچشمههاى معرفت بهرهها برده و در مدارج عالى عرفان و شهود، به مقامات بلندى دست يافته بود تا آنجا كه قرآن شريف از او به الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا تعبير نموده است. اما وى سر انجام به مقصود پشت كرد و با وجود حقايق و آياتى كه مشاهده
[١] . مثنوى، دفتر اول، ٦٤٤٣- ٦٤٤١.