درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٨٥ - ٤ معرفت عرفانى؛ عملآفرين و محرك
انسان به شمار رفته و از دستدادن آن، گناه اصلى تبهكاران به حساب آمده است. خداى متعال، گفتار حسرت آلود دوزخيان را چنين بيان مىكند:
وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ\* فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعِيرِ[١].
و گفتند هر آينه اگر مىشنيديم و مىانديشيديم، اكنون در ميان دوزخيان نبوديم، پس به گناه خويش اقرار كردند. پس نفرين و ننگ بر دوزخيان باد!
در ادبيات عرفانى، به اين ويژگى معرفت عرفانى بسيار توجه شده و مضامين عالى و شيرينى در اين زمينه توسط عارفان سروده شده است. مولانا به مناسبتهاى گوناگون به اين مطلب پرداخته و بيانات شيرينى در اين زمينه دارد:
|
علمهاى اهل دل، حَمّالشان |
علمهاى اهل تن احمالشان |
|
|
علم چون بر دل زند يارى شود |
علم چون بر تن زند بارى شود |
|
|
گفت ايزد: يحمل اسفاره |
بار باشد علم كان نبود ز هو |
|
|
علم كان نبود ز هو بىواسطه |
آن نپايد همچو رنگ ماشطه |
|
|
ليك چون اين بار را نيكو كشى |
بار گيرند و ببخشندت خوشى |
|
|
هين! مكش بهر هوا اين بار علم |
تا شوى راكب تو بر رهوار علم |
|
|
تا كه بر رهوار علم آيى سوار |
بعد از آن افتد تو را از دوش، بار |
|
|
از هواها كى رهى بى جام هو؟ |
اى ز هو قانع شده با نام هو |
|
[١] . سوره ملك: ١١- ١٠.