درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٢٠٠ - شمس از نگاه مولوى
١٠. شمس، كربلاى حسينى است؛ يعنى جلوهگاه شيدايى و عشق الهى حسين عَلَيهِالسَّلَام و آرمانها و اهداف قيام حسينى است. بلكه تجلىگاه عينى شخصيت بزرگ حسين بن على عَلَيهِالسَّلَام، بلكه همه حسينهاى تاريخ است:
|
حشرگاه هر حسينى گر كنون |
كربلايى كربلايى كربلا[١] |
|
١١. شمس، روشنى چشم حسين عَلَيهِالسَّلَام است. مولوى مىگويد:
|
از ناز برون آى كزين ناز به ارزى |
تو روشنى چشم حسينى نه يزيدى[٢] |
|
١٢. شمس، شاه بر حق است كه دوم ندارد. سلطنتى منحصر به فرد دارد و كسى همرتبه و در مقام او نيست و نمىتواند باشد:
|
شه به حق چون شمس تبريزىست، ثانى نيستش |
نا حقى را اصل گويى، شاه را ثانى چرا؟[٣] |
|
در اين بيت نه تنها به سلطنت حق شمس اشاره شده است بلكه به غاصبان اين حق نيز اشاره شده است.
مولوى از شمس با عناوين پادشاه؛ امير؛ سلطان و عباراتى نظير آنها نيز فراوان ياد مىكند:
|
حكم نو كن كه شاه دورانى |
سكه تازه زن كه سلطانى |
|
|
حكم مطلق، تو راست در عالم |
حاكمان قالبند و تو جانى[٤] |
|
[١] . همان: ٦٥.
[٢] . همان: ١١٣٧.
[٣] . همان: ٥٣.
[٤] . همان: ١١٢٠.