درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٤٠ - سرچشمه عرفان اسلامى
حسن، فرزند حسين، روايت كرد كه سلام بن ابى واصل حذاء و عيسى بن ابى اسحاق سبيعى و ابو خالد احمر- كه همگى از شخصيتهاى معروف بودند- به همراه يكديگر در ميان قافله حجاج و به منظور يارى ابراهيم بيرون آمدند؛ در حالى كه جبّهها و عمامههاى پشمينه به تن كرده بودند.
در نتيجه انحرافى كه در حكومت اسلامى به وجود آمد و بدعتگذارىهايى كه صورت گرفت، جمعى كه بيش از همه در انديشه پاسدارى از سنّت رسول خدا بودند و در رأس آنان امامان از اهل بيت عَلَيهِمُالسَّلَام قرار داشتند، به پيروى از رسول خدا، شيوه زهد و عبادت در پيش گرفتند. امّا با توجه به اينكه پشمينه پوشى يكى از جلوههاى زهد و از دنيا گريزى بوده است، بسيارى از اين بزرگان براى اعلام مخالفت خود با اسلام حكومتى رايج آن زمان و براى احياى سنّت و راه و رسم رسول خدا صَلَّىاللَّهُ عَلَيهِوَآلِه شيوه زهد و پارسايى برگزيدند و با رفتارهاى دنيا گريزانه از جمله پشمينه پوشى، تداوم سنت رسول خدا صَلَّىاللَّهُ عَلَيهِوَآلِه و مخالفت خود را با اسلام تحريف شده سلاطين مستبد اعلام داشتند.
بنابراين، جريان عرفان اسلامى كه در جنبه نظرى، همان معرفت توحيدى خالص خداوند و در جنبه عملى، همان زهد اسلامى است، معارف و راه و روش پيامبر بزرگ اسلام صَلَّىاللَّهُ عَلَيهِوَآلِه و ائمّه هدى عَلَيهِمُالسَّلَام است و در سنت رسول خدا و ائمه هدى سَلَامُاللَّهِ تَعَالَىعَلَيهِم ريشه داشته و شاخ و برگ آن نيز از همان سنت مقدسه برخاسته است.