درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ١٩٧ - شمس از نگاه مولوى
به درستى كه فرستادگانمان را با دلايل روشن فرستاديم و همراه آنان كتاب و ميزان فرود آورديم تا مردم به قسط قيام كنند.
براساس آيه شريفه، سرّ و راز فرستادن رسل الهى، اقامه قسط در ميان بشر است و اين هدف و غايت، به دست مهدى آل محمد عَجَّلَاللَّهُ تَعَالَى فَرَجَهُالشَّرِيف عملى مىشود و به همين دليل، وجود مقدس آن بزرگوار، راز و غايت فرستادن رسل و بعثت انبياست و نيز به همين جهت در بيت مذكور، ملاى رومى از وجود مقدس ولىّعصر أَرْوَاحُنَا فِدَاهُ به سرّ ارسلنا تعبير كرده است:
|
اى تو دوا و چارهام، نور دل صد پارهام |
اندر دل بىچارهام، چون غير تو شد لا بيا |
|
در جاى ديگر نيز به موضوع مسجد اقصى اشاره كرده و مىگويد:
|
قماشى كآنِ تو نبود، برون انداز از خانه |
درون مسجد اقصى سگ مرده چرا باشد؟[١] |
|
در اين بيت به غصب جايگاه امامت در جامعه و در مسجد اقصى به وسيله نااهلان اشاره دارد.
٨. مولانا در موارد بسيارى سخن از پنج و شش به ميان مىآورد. گاهى شمس را تاجدار پنچ و شش قلمداد مىكند و گاه توصيه مىكند كه «باغ» و «شش جوى» را پس از پنج و شش بجوييم:
|
من تا قيامت گويمش، اى تاجدار پنج و شش |
حيرت همى حيران شود، در مبعث و انشار من[٢] |
|
[١] . كليات شمس ٢٠١: ١.
[٢] . همان: ٦٢٧.