درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ١٦ - ب) وجوه اشتراك و اختلاف عرفان اسلامى با ديگر علوم اسلامى
همگان مقدم بوده و اقتداى به آنان برهمه سالكان واجب است، رسول خدا و ائمه هدى صَلَواتُاللَّهِ عَلَيهِمأَجْمَعِين مىباشند كه قافلهسالاران كاروان سير وسلوك الىاللّه؛ پيشتازان طريق معرفت و شهود؛ معلمان راستين عشق الهى و واصلان وادى مجاهدت و صبر و يقيناند.
ضرورت پيروى از راهنمايى اولياى مقرّب خدا و داشتن استاد در سير الىاللّه تعالى، درمتون و عبارات عرفا بسيار مورد تأكيد قرارگرفته است، از جمله مولوى مىگويد:
|
پير را بگزين كه بى پير اين سفر |
هست بس پر آفت و خوف و خطر |
|
|
آن رهى كه بارها تو رفتهاى |
بى قلاووز اندر آن آشفتهاى |
|
|
پس رهى را كه نديدستى تو هيچ |
هين مرو تنها ز رهبر سر مپيچ[١] |
|
و همچنين حافظ مىگويد:
|
قطع اين مرحله بىهمرهى خضر مكن |
ظلمات است بترس از خطر گمراهى |
|
برمبناى اصل مهم عرفانىِ ضرورت پيروى از ولى خدا، در درجه اول، اقتداى به نبى اكرم و امامان از اهل بيت او صَلَواتُ اللَّهِ وَ سَلامُهُ عَلَيهِم أَجْمَعِين كه اكمل و اقرب اولياى خدايند، ضرورت دارد و در درجه دوم، پيروى از كسانى كه اولًا به راه و رسم آنان آشناتر و در اقتداى به آنان، پيشتاز و موفقترند و ثانياً توسط خود آن بزرگواران براى رهبرى و راهنمايى مردم در طريق معرفت الهى و سلوك الىاللّه، تعيين شده و سالكين را به اقتدا و پيروى از آنان فراخواندهاند، لازم است.
[١] . مثنوى، دفتر اول، ٢٩٤٣.