درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٢٠٣ - شمس از نگاه مولوى
«أَفْضَلُ أَعمَالِ أُمَّتِي انتِظَارُ الفَرَجِ»[١]
. بهترين اعمال امت من منتظر شدن فرج است.
جالب اين است كه در هر بيت از اين قطعه، واژه انتظار يا منتظر به كار رفته است. در جايى ديگر مىگويد:
|
بكشد ز كبر دامن دل من چو دلبر آيد |
بدرد نظر گريبان چو ز انتظار گويم[٢] |
|
و نيز چنين سروده است:
|
منتظر باش و چشم بر در دار |
كو نظر را در انتظار نهاد[٣] |
|
مولوى به زبان كنايه و طنز، از غم عشق مىگويد و به كسانى كه براى تسكين درد جدايى، او را توصيه به صبر مىكنند و به اميد فرج و ظهور يار وعده مىدهند، مىگويد:
من از فرج ديدارش گرفتار عشقش شدم، او براى من جلوه كرد و مرا با خودش آشنا كرد و با اين آشنايى و ديدار، آتش در وجودم افروخت:
|
گفت مرا خواجه فرج صبر رهاند ز حرج |
هيچ مگو كز فرج است اينكه گرفتار شدم[٤] |
|
[١] . در روايت آمده است:« عَن أبِي الحَسَنِ، عَن آبَائِه عَلَيْهِم السَّلَام: أنَّ رَسُولَ اللِه صَلَّىاللَّهُ عَلَيْهِوَآلِه قَالَ: أَفْضَلُ أَعمَالِ أُمَّتِي انتِظَارُ فَرَجِ الله» الوافى ٤٤١: ٢. و از امير مؤمنان عَلَيهِ السَّلَام سؤال شده است:« فَأَيُّ الْأَعْمَالِ أَحَبُّ إِلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ، قَالَ: انْتِظَارُ الْفَرَجِ» من لا يحضره الفقيه ٣٨٣: ٤.
[٢] . همان: ٥٦٨.
[٣] . همان: ٣٤١.
[٤] . همان: ٤٩١.