درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٢٠٤ - شمس از نگاه مولوى
١٥. از ديدگاه مولانا شمس سردار فتح است و به دست اوست كه فتح الفتوح عالم خلقت رخ مىدهد. او مظهر آيه «إِنَّا فَتَحْنا» است:
|
شعله «انا فتحنا» مشرق و مغرب گرفت |
قرةالعين و حيات جان مولاناست اين |
|
سپس از كنايه گفتن به ستوه مىآيد و پرده گفتار را رقيقتر مىكند و روشنترمىگويد:
|
اين چه مىپوشى؟ مپوشان ظاهر و مطلق بگو |
سنجق نصرالله و اسپاه شاه ماست اين |
|
|
اين امان هر دو عالم وين پناه هر دو كون |
دستگير روز سخت و كافل فرداست اين |
|
و در جاى ديگر مىگويد:
|
اى يوسف خوش نام ما خوش مىروى بر بام ما |
«إنّا فتحنا» الصلا باز آ ز بام از در درآ |
|
در اين بيت با استفاده از جمله قرآنى «انا فتحنا» كه اشاره به فتح الهى است، دوست را فرا مىخواند و به او گوشزد مىكند كه زمان فتح رسيده و وقت آن است كه سردار فتح بزرگ از بام بازآيد و از در در آيد و چهره بگشايد و رايت فتح به دست گيرد.
١٦. شمس در نظر مولوى نه تنها شاهد عشق و شمع بزم عاشقان است، بلكه پرچمدار رزم و شمشير حق و شير بيشه سلحشورى و پيكار است:
|
شاه شمسالدين تبريزى منت عاشق منم |
روز بزمت همچو موجم روز رزمت آهنم[١] |
|
در جاى ديگر مىگويد:
[١] . همان: ٥٥٦.