درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ١٨٨ - شمس از نگاه مولوى
|
آرزو مىخواه ليك اندازه خواه |
بر نتابد كوه را يك برگ كاه |
|
|
آفتابى كز وى اين عالم فروخت |
اندكى گر پيش آيد جمله سوخت |
|
|
فتنه و آشوب و خونريزى مجو |
بيش از اين از شمس تبريزى مگو[١] |
|
مولانا در ابيات فوق در مورد شمس به مطالب و خصوصيات زير اشاره كرده است:
١. شمس، خود دليل خود است و بنابراين نيازى به دليل ديگر ندارد: «آفتاب آمد دليل آفتاب»؛ زيرا شمس عين حق است و از ويژگىهاى حق همين است كه خودش را نشان مىدهد و مىتوان از خود حق به حق پى برد: «گر دليلت بايد از وى رخ متاب».
يعنى: اگر در جستوجوى دليلى براى حق هستى، از شمس روى مگردان كه بهترين دليل بر حقانيت حق، خودِ اوست. آنكه براى يافتن آفتاب از سايه كمك مىگيرد، راه دورى براى آشنايى با آفتاب برگزيده است! بهترين و نزديكترين راه آشنايى با آفتاب، خود اوست.
در قرآن كريم نظير اين شيوه استدلال در مورد حقانيت ذات بارىتعالى و وحدانيت او و نيز رسالت رسول اكرم صَلَّىاللَّهُ عَلَيهِوَآلِه و ولايت و امامت اوصياى بر حقش صَلَواتُاللَّهِ عَلَيهِمأَجْمَعِين به كار رفته است؛ مانند آيات ذيل:
شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ[٢].
خدا گواهى داد كه خدايى جز او نيست و همچنين فرشتگان و دانايان (نيز به همين گواهى دادند) در حالى كه به عدل بهپا خاسته است.
[١] . مثنوى، دفتر اول، بيت ١٤٢- ١١٠.
[٢] . سوره آل عمران: ١٨.