درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ١٠٣ - ٥ معشوق؛ نقطه آغاز عشق
در سلسله به هم پيوسته موجودات، عشق هر موجودى به ذات اقدس حضرت حق از عشق آن موجود به رسول خدا صَلَّىاللَّه عَلَيهِوَآلِه و اهل بيت او عَلَيهِمُالسَّلَام كه كاملترين جلوههاى كمال و جلال الهى در عالم خلقند مىگذرد و به خداى متعال مىرسد.
هيچ عشقى، عشق به خدا نخواهد بود مگر آنكه از رهگذر عشق محمد و آل محمد صَلَّىاللَّهُ عَلَيهِوَآلِه گذر كند. عشقى كه از اين راه نگذرد، ادعاست و عشق نيست. در مكتب عرفان، مدعى كسى است كه ادعاى عاشقى دارد؛ ولى از عشق بى نصيب است.
در زنجيره به هم پيوسته عشق، كاملترين بندگان خدا يعنى محمد و آل محمد صَلَواتُاللَّه عَلَيهِمأَجْمَعِين معشوقهاى بالعرضند؛ زيرا كمال و جمال الهى با عالىترين جلوه در وجود آنان ظاهر شده است.
|
آن پيك نامور كه رسيد از ديار دوست |
آورد حرز جان ز خط مشكبار دوست |
|
|
خوش مىدهد نشان جلال و جمال يار |
خوش مىكند حكايت عزّ و وقار دوست[١] |
|
٥. معشوق؛ نقطه آغاز عشق
معشوق، نقطه آغاز و پايان عشق است؛ اگرچه در حقيقت، هيچ عشقى نقطه پايان ندارد و عشقى كه پايان پذيرد عشق نيست. در عشق راستين، پايان هر مرحلهاى، شروع مرحلهاى نوين است. درس عشق را پايانى نيست و دانشآموزان مدرسه عشق با گذراندن هر مرحله، به مرحلهاى تازه راه پيدا مىكنند و با گذراندن آن، به مرحله ديگرى قدم مىگذارند. معشوق با
[١] . حافظ.