درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ١٢٠ - ياد و يادآوران
كاميابى به سر خواهند برد و راه رشد و كمال را پيموده و استعداهاى درونى آنها شكوفا مىشود. خداى متعال در توصيف اين وضعيت مىفرمايد:
وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ[١].
اگر اهل شهرها و آبادىها، ايمان مىآوردند و تقوا پيشه مىكردند، بركات آسمان و زمين را بر آنها مىگشوديم ولى (آنها حق را) تكذيب كردند ما هم آنان را به كيفر اعمالشان مجازات كرديم.
امّا در مقابل، اگر انسان از راه بندگى و اطاعت خدا سر پيچى كند و راه نافرمانى و سركشى در برابر خدا و دستورات او- كه نظام عدل حاكم بر جهان از آن برخاسته است- را در پيش گيرد، ميان اين خواستههاى نامشروع و غير عادلانه انسان و واقعيت نظام عدل حاكم بر جهان و نيز واقعيت نيازها و جهتگيرىهاى آفرينش انسان، تضادّ و كشمكش سختى پيش مىآيد كه در نتيجه آن، نه تنها انسان و جهان پيرامون او از شكوفايى و رشد باز مىمانند، بلكه دچار آفتها و آسيبهاى فراوان و بىنهايتى خواهند شد كه نتيجهاى جز زيان، بدبختى، بيچارگى و عقبماندگى براى انسان و جهانى كه دستخوش خواستههاى نامشروع و سركش او شده است در پى نخواهد داشت.
عبوديت و بندگى انسان براى خدا و به عبارت ديگر، هماهنگى او با نظام عدل حاكم بر گيتى، نتيجه ياد خدا است. امّا آنچه راه را براى عبوديت و بندگى و فرمانبرى انسان در برابر خدا باز مىكند، به ياد خدا بودن است و در مقابل، آنچه راه را بر اين بندگى و عبوديت مىبندد، غفلت است. به همين
[١] . سوره اعراف: ٩٦.