درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ١٢ - ٢ علوم اسلامى به معناى اخص
دانشجويان و اهل دانش، در جوامع اسلامى مورد بحث و درس قرار گرفته است.
بنابراين، همانگونه كه علوم فقه؛ كلام؛ اصول؛ تفسير؛ حديث و مانند آنها- كه زاييده اصول و منابع اسلامىاند، جزو علوم اسلامى به شمار مىروند، علوم نجوم؛ رياضيات؛ طب و مانند آنها نيز هر چند زاييده منابع دين اسلام نيستند و اصول اوليه آنها از جوامع ديگر به جامعه اسلامى منتقل شده؛ ولى چون در دامن فرهنگ اسلامى تكامل پيداكرده و در مراكز علمى مسلمين رشد وگسترش يافتهاند در شمار علوم اسلامى به حساب مىآيند.
٢. علوم اسلامى به معناى اخص
علوم اسلامى به معناى اخص، علومى هستند كه از منابع و اصول اسلامى برخاسته و به وجودآمده است. مقصود از منابع و اصول اسلامى، قرآن و سنت واصول اعتقادى و فكرى برخاسته از آنهاست. اين دسته از علوم، تنها حاصل زحمات و تفكرات مسلمين و زاييده قرآن و سنت است و در حقيقت، شرح و تفسير معانى و مقاصد كتاب و سنت يا مقدمه چنين شرح و تفسيرى است. اين دسته از علوم بر دوقسماند:
الف. علومى كه تفسير و تبيين معانى ومقاصدكتاب و سنت را بر عهده دارند، مانند تفسير؛ حديث؛ كلام؛ فلسفه اسلامى؛ عرفان اسلامى؛ فقه؛ اصول و اخلاق اسلامى.
ب. علومىكه مقدمه علوم نوع اول هستند، مانند ادبيات عرب[١]، منطق؛ رجال و درايه؛ تاريخ اسلام؛ علوم قرآن؛ علم قرائت قرآن ....
[١] . با همه شاخهها و فروعى كه دارد، از جمله نحو؛ صرف؛ معانى؛ بيان؛ بديع و ...