درآمدى بر عرفان اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٥٦ - ٢ سطح تعاليم ويژه
«وَلَقَدْ قَرَنَ اللهُ بِهِ صَلَّىاللَّهُ عَلَيْهوَآلِه- مِنْ لَدُنْ كَانَ فَطِيماً- أَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلَائِكَتِهِ، يَسْلُكُ بِهِ طَرِيقَ الْمَكَارِمِ، وَمَحَاسِنَ أَخْلَاقِ الْعَالَمِ لَيْلَهُ وَنَهَارَهُ، وَلَقَدْ كُنْتُ أَتَّبِعُهُ اتِّبَاعَ الْفَصِيلِ أَثَرَ أُمِّهِ، يَرْفَعُ لِي فِي كُلِّ يَوْمٍ مِنْ أَخْلَاقِهِ عَلَماً، وَيَأْمُرُنِي بِالاقْتِدَاءِ بِهِ، وَلَقَدْ كَانَ يُجَاوِرُ فِي كُلِّ سَنَةٍ بِحِرَاءَ، فَأَرَاهُ وَلَا يَرَاهُ غَيْرِي»[١].
و همانا خداى متعال، بزرگترين فرشته خود را از دوران شيرخوارگى، با او (رسول الله) همراه كرده بود كه او را در شب و روز، در راه مكارم عاليه و اخلاق نيك و شايسته راه برد و همانا من، پا به پاى آن حضرت،- مانند بچه شتر كه در پى مادرش مىرود و از او جدا نمىشود- در پى او مىرفتم. هر روز از اخلاق شايسته خويش، روش بر جسته تازهاى به من مىنماياند و مرا به پيروى از آن، دستور مىداد و همانا هر سال در غار حرا مجاورت مىكرد و كسى جز من او را نمىديد.
در سنن نسايى آمده است:
«قَالَ عَلِيٌّ: كَانَتْ لِي مَنزِلَةٌ مِنْ رَسُولِ اللهِ لَم تَكُنْ لِأَحَدٍ مِنَ الخَلَائِقِ، فَكُنْتُ آتِيْهِ كُلَّ سَحَرٍ ...».
على فرمود: من منزلتى در نزد رسول خدا صَلَّىاللَّهُ عَلَيهوَآلِه داشتم كه براى هيچيك از خلايق نبود، من در هر سحرگاه به خدمتش مىرسيدم ...
و ادامه مىدهد:
[١] . سنن نسايى ١٧٨: ١.