جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٢ - خلاصه اى از جنگ حنين
يُهْلِكُونَ أَنْفُسَهُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ، عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ ... (٤٢- ٤٣)
اگر آنچه كه ما آنان را بسوى آن يعنى (جهاد) خوانديم) غنيمت و فايده حاضر و سفر غير طولانى ميبود از تو دررفتن براى جنگ) پيروى ميكردند ولى مسافت آن براى آنان دورودراز بود (زيرا بناء بود در غزوه تبوك به طرف شام بروند) و زود است كه بنام خدا سوگند ياد كنند كه اگر ميتوانستيم با تو بيرون مىآمديم، (باين دروغبافى و فرار از جهاد) خود را هلاك ميكنند و خدا ميداند كه آنان دروغگويند، خدا از تو بگذرت چرا (بانانيكه از تو اجازه نرفتن و ماندن در مدينه را خواستند) اذن دادى (و تامل بيشترى نكردى تا) راستگويان مشخص مىشدند و دروغگويان را مىشناختى. (و بدينترتيب منافقان جدا مىشدند)
لا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ أَنْ يُجاهِدُوا ... (٤٤- ٤٥)
(آنانيكه بخدا و روز ديگر ايمان دارند از تو در جهاد كردن بمالها و جانهاىشان اذن نمىطلبند و خداوند دانا (بحال) متقيان است، تنها كسانيكه بخدا و روز قيامت ايمان ندارند و دلهاىشان در اضطراب است از تو اذن (در نرفتن و يا رفتن بسوى جهاد را) مىطلبند و اينان در شك خود متردد هستند.
وَ لَوْ أَرادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً وَ لكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَ قِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقاعِدِينَ. لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ ما زادُوكُمْ إِلَّا خَبالًا وَ لَأَوْضَعُوا خِلالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَ فِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ (٤٦- ٤٧)
اگر (منافقان واقعا) قصد بيرون رفتن (بسوى