جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٢ - جنگ بدر
(مغرور نشويد) آنانى را كه كشتهايد (در حقيقت) شما نكشتهايد، خداوند كشته است و تيرى كه زدهاى، تو نزدهاى خدا آن تير را انداخته است ...
جنگ بدر
١- در عسكر اسلام تنها دو رأس اسب و هفتاد شتر وجود داشت، كه يكى از شتران مال مرثد پسر ابى مرثد غنوى بود كه حضرت پيامبر (ص) و امير المؤمنين (ع) و مرثد به نوبت بر آن سوار مىشدند. ولى دشمن چهارصد اسب داشتند، (بعضىها ٢٠٠ اسب نوشتهاند) و از لحاظ نفرات سه برابر مسلمانها بودند و به همين جهت بود كه ابو جهل صدا زد كه مسلمانها يك لقمه بيشتر نيستيد، اگر بردگان خود را بفرستيم، آنها را بدست خود مىگيرند، او حتى دستور داد كه مدينهاىها را بكشيد و مكهاى ها را زنده دستگير كنيد، تا آنها را مكه ببريم و به آنان گمراهى شان را اثبات داريم. چشم و دل ابو جهل كور شده بود، و مانند ابو جهل مسكو- برژنيف- پيروزى را مربوط به امكانات مادى مىدانست. ولى يكى ديگر از شجاعان قريش بنام" عمير بن وهب" پس از اينكه بدور لشكر اسلام چرخى زده، دانست كه در عقب سر كمين ندارند، و متوجه اوضاع اصحاب حضرت نبوى شد) به ياران مغرور خود گفت: مسلمانها همين تعدادند (٣١٣ نفر) كمك و كمينى ندارند، ولى شتران مدينه، مرگ را بار كردهاند نمىبينيد كه (با روحيات قوى و تصميم جدى كه ناشى از ايمان آنانست) خموش و ساكتاند و مانند مار، زبانهاىشان را (از كمال خشم) بيرون نمودهاند و جز شمشيرهاى خويش هيچ پناهگاهى ندارند و اعتقاد من اينست كه اينان تا كشته نشوند از جنگ با ما روگردان نشوند و تا به تعداد خود از ما نكشند، كشته نشوند، در جنگ خود تجديدنظر كنيد.
براستى" عمير بن وهب" چه ارزيابى درستى از رزمندگان