جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٧ - سوره مائده
نشويم (چه منطق احمقانهاى؟) دو تن از خداترسان كه خداوند بر آنها نعمت خود را ارزانى فرموده بود، به آنان گفتند مردم وارد شهر شويد، همينكه به در شهر وارد شويد، بر آنان پيروز مىشويد (از زورمندى دشمن و اسلحه و ظاهر شكوهمند و فريبنده آنان نترسيد) و بر خداوند توكل و اعتماد كنيد، اگر اهل ايمانيد (خداوند بندههاى متوكل خود را يارى مىدهد ولى بنى اسرائيل بر اساس همان روحيات خاص خودگفتههاى حكيمانه ناصحين و حتى دستور رهبر معصوم خود موسى كليم الله را ناشنيده گرفتند) گفتند كه موسى، ما هرگز داخل شهر نخواهيم شد.
تو با پروردگارت برو (با آنان) پيكار و قتالنما ما اينجا مىنشينيم! (موسى كه از سستعنصرى و خودكامگى پيروان دنيا طلب و خودخواه خود به تنگ آمده بود، بخدا عرض كرد، خدايا جز بر خود و برادرم اختيار ندارم، ميان ما و اين قوم فاسق جدائى بينداز.
خداوند (به جزاى اين بىغيرتى و بىتفاوتى بنى اسرائيل) چهل سال آنان را از داخل شدن آن شهر ممنوع نمود و به ذلت و بدبختى مبتلاىشان ساخت، ما بايد اين موضوع را به عنوان يك اصل موضوعى بپذيريم و آن اينكه هرملت و قومى كه از جهاد و مبارزه فرار كنند، و تنپرورى و راحتطلبى را پيشه خود سازند بطور حتمى ذليل و بيچاره مىشوند و هيچگاه به مقاصد عاليهى خود نخواهند رسيد، و نسلهاى آينده آنان نيز روى خوشبختى را نخواهند ديد، زندگى تنها بروى مردم رزمنده لبخند مىزند و همين!
بلى سرنوشت ميلياردها انسان ديگر در طول صدها سال آينده در كشور اسلامى افغانستان وابسته به اراده و تصميم قاطع رزمندگان تواناى امروزى است. و ما در پيشگاه تاريخ و عدالت روز رستاخيز، مسئوليت بس سنگينى داريم.