جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٧ - نمونه ديگر از اخلاص و صفا
با مشركين را ندارند بالاى كوه بالا رفتند و بدان وسيله خود را نگهداشتند.
گفتم رسولخدا (ص) چكار كرد؟ نقيب گفت او هم بالاى كوه رفت؟ گفتم از بعضى صحابه نقل شده است كه پيامبر (ص) باندازه يك وجب از جاى خود تكان نخورده است؟ نقيب گفت گوينده اين كلام را بگذار هرچه كه ميخواهد بگويد صحيح همان است كه من گفتم.
نقيب ميگويد كه ابو سفيان فهميد كه پيامبر (ص) هنوز زنده است و كشته نشده، اسبها بالاى كوه رفته نميتوانند، اگر افراد لشكر پياده بطرف كوه صعود كنند كارى را از پيش برده نمىتوانند زيرا اگر آنان يك نفر از مسلمانان را بكشند، مسلمانان دو يا سه نفر از آنان را ميكشد (موقعيت مسلمانان بهتر از موقعيت كفار بوده و هم) مسلمانان راه فرارى در بلندى كوه نداشتند (مجبور بودند كه تا آخرين رمق) از جان خود نگهدارى كنند، لذا او و سران قريش از بالا رفتن به كوه بمنظور فرود آوردن ضربه اخير خوددارى كردند و بهمان پيروزى بدست آورده قناعت كردند و آرزوىشان اين بود كه يك روز ديگر با پيامبر و اتباع او روبرو شوند و پيروزى كامل را بدست آورند، لذا ميدان جنگ را بقصد مكه ترك كردند.
اين بود تحليل نقيب در پاسخ سئوال فوق، بعضيها اضافه كردهاند كه درين موقع آفتاب هم غروب كرده بود و تاريكى و سياهى شب هم در ميان آنان حايل شده بود كه شايد روحيات آنان را ضعيف نموده باشد. و الله العالم