جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٦ - نمونه ديگر از اخلاص و صفا
را بآنحضرت برساند. حضرت خود تشريف آورد وقتى عمويش را بآن حال ديد گريه نمود و فرمود بخدا خشمناكتر ازين موقفى نداشتهام اگر خداوند بمن توانائى بدهد هفتاد نفر از قريش را مثله خواهم كرد جبرئيل اين آيه را بر او نازل نمود." وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ .. اگر انتقام ميگيريد باندازه ظلم بر خود انتقام بگيريد اگر صبر كنيد كه بهتر است. پيامبر فرمود صبر ميكنم.
بعد شهدا را جمع نموده بر آنان نماز خواند و همه را دفن كردند و بر حمزه هفتاد تكبير خواند، و او را تنها دفن كرد و بقيه شهدا را دو نفرى دفن كرد.
ابو سفيان در پايان جنگ صدا زد كه وعده ما سال آينده است كه با هم بجنگيم پيغمبر (ص) بعلى فرمود بگو بلى (درست است) سپس قريش بطرف مكه و مسلمانان با پيامبر شان بطرف مدينه حركت كردند و بدين ترتيب جنگ احد بنفع كفار بسر رسيد. درين جنگ رسولخدا (ص) بقول بعضى از مورخين يك وجب هم عقبنشينى ننموده با مقاومت كامل خود به تيراندازى مشغول بود تا همه تيرهايش تمام شد و بعد به سنگاندازى شروع نمود.
سئوال مهمى كه درين جا براى هرمتفكرى مطرح ميشود اينست كه چرا كفار كار مسلمانان را يكسره نكردند و چرا به قتل حضرت پيامبر جديت ننمودند، مسلمانان يا كشته شده بودند و يا فرارى بودند آنچه كه در صحنه جنگ حضور داشت و يا دوباره برگشته بودند نسبت بقريش و بقيه كفار بسيار اندك بودند؟ و حتى چرا كفار بفكر غارت مدينه نيفتادند
ابن ابى الحديد از استاد خود ابى يزيد نقيب نقل ميكند[١] كه مسلمانان ديدند كه طاقت و ياراى مقابله
[١] ص ٢٢٦ ج ١٢ شرح نهج البلاغه چاپ جديد بيروت سال ١٣٨٧.