جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢٤ - جنگ خندق
شدن عمرو در آن داخل نشده باشد[١]
وقتى عمر كشته شد رفقاى شجاع او ترسيدند و با قوت زياد دوباره از خندق عبور كردند و بصف مشركين پيوستند.
و نيز على نوفل بن عبد العزى را در ميان خندق بكشت، بعضيها قاتل او را زبير ميدانند، مشركان جسد او را مقابل ده هزار درهم از پيامبر (ص) خواستند، حضرت فرمود، جثه از شما ما قيمت مردگان را نمىخوريم!
در اول اسلام خوردن غذا در شب ماه رمضان حرام بود خوات بن جبير پس از كار خندق شب براى افطار خانه رفت اهل منزل باو گفتند خواب نروى تا ما چيزى آماده كنيم ولى او خسته بود خواب رفت و با شكم گرسنه فردا دوباره سركار حاضر شد كه يك وقت نزديك شد غش كند به پيامبر موضوع را عرض كردند و آيه مباركه كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ ... در نسخ حكم اول نازل شد.
در اين اثنا نعيم پسر مسعود اشجعى خدمت حضرت رسول رسيد عرض كرد من مسلمان شدهام ولى كس از قومم خبر ندارد، آيا ايمانم را آشكارا كنم يا مخفيانه براى شما كار كنم، حضرت فرمود مخفيانه كار كن، (فانما الحرب خدعه)
[١] عن الحاكم ابى القاسم بالاسناد عن سفيان الثورى عن زبيد الثانى عن مره عن عبد الله بن مسعود قال: كان يقرء: و كفى الله المومنين القتال بعلى.
اقول: كلمه( بعلى) من التاويل او من التنزيل غير القرآنى كما قررنا فى محله. و فى حديث افر عينه" ص":
ضربته على يوم الخندق افضل من عباده امن و فى آخر:
افضل من عباده الثقلين.