جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٥ - جنگ بدر
در اينجا خوانندهى تيزهوش بايد متوجه باشد، كه اسباب طبيعى در مسببات خود تاثير مىكنند، و اين تاثير به نوبت خود از جمله سنت خداوند است كه قابل تبديل و تحويل نيست (وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا) و ما هيچگاه منكر آن نبوده و نمى شويم و انكار مذكور يكنوع آيده آليزمى و خيالپردازى مى باشد، و قرآن مجيد هم با آن مخالفت ننموده، بلكه آن را تائيد ضمنى نموده است. نهايت گاهى خداوند در مقابل اسباب طبيعى ظاهرى، اسباب طبيعى قوىترى را فراهم مىسازد كه تاثير به آنها مستند مىشود، و ما اين فراهمسازى را امداد غيبى، لطف خاص، اثر توكل و تقوا مىناميم، بنابرين مسلمان نبايد، اسباب طبيعى ظاهرى را ناديده بگيرد. و نه تنها آنها را منشأ تمام كارها بداند و اميد خود را از مراحم و الطاف خاص خداوندى قطع كند، كه منجر به ترك دعا و توكل و توجه به خدا ميگردد.
بهرحال، در جهاد امروزى افغانستان، نيز جمعى از مردم مريض القلب و منافق- عقيده كفار و بىايمانان صدر اسلام را دارند، مبارزه عزيزان ما با روسان را از قبيل مقابله مشتو دروش (و يا مشت زدن به سندان) مىدانند ولى حماسههاى جهادگران غيور ما كه مقرون به امدادهاى پروردگار مهربان و بسيار رووف ما شد، دهن آنان را تا حد زيادى بست.
پس ما نتيجه مىگيريم كه دين باعث غرور و علت فريب خوردن نيست كه عامل شجاعت و مقاومت و عزت و كرامت است.
الَّذِينَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَ هُمْ لا يَتَّقُونَ. فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ. وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ إِنَّ- اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ. (آيه ٥٦، ٥٨)
اگر در جنگ به عهدشكنانيكه هرمرتبه پيمان را نقض ميكنند ظفر يابيدى، طورى با آنان رفتار كن كه آيندگان و بقيه آنان