جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٩ - سخن آخر درباره نفاق
مرگ آدمى را نزديكتر ميكند و نه خانهنشينى عمر را درازتر احياء و اماته باراده خداوند است)
پس (همراهان پيامبر در حمراء الاسد) به نعمت و فضلى از خدا برگشتند كه بدىاى بآنان نرسيد و از رضوان خدا پيروى كردند خداوند صاحب فضل بزرگيست شيطان تنها دوستانش را ميترساند از آنان نترسيد و از من بترسد اگر مومنانيد.
سخن آخر درباره نفاق:
خواننده گرامى اگر در جريان جنگ احد تأمل دقيقى بنمايد متوجه ميشود كه اصحاب پيامبر اسلام (ص) مركب از دو دسته بودند، مومن و منافق، قوى الايمان و ضعيف الايمان شكاك، فداكار و فرصتطلب بهيچ صورت نميشود همه آنان را خوب و يا بد معرفى نمود كه حكم اولى نشانه كم عقلى و حكم دومى علامت دشمنى ميباشد. و ما براى آخرين مرتبه شواهد اين واقعيت را درين جا تكرار ميكنيم:
١- عبد الله بن ابى منافق به صد نفر اتباع و اعضاى حرب خود را از اثناى راه احد بمدينه بازگرداند و علنا به تضعيف لشكر اسلام پرداخت، اين سه صد نفر يا همه منافق بودند و يا اكثر آنان منافق و بقيه فرصتطلب، ضعيف الايمان شكاك (مريض القلب) بودند كه از اطاعت پيامبر متابعت عبد الله بن ابى را بطور آشكار اختيار نمودند (يعنى ثلث لشكر منافق بودند)
٢- در ميان باقيمانده لشكر (ششصد و يا هفتصد تن ديگر كه ظاهرا در ركاب حضرت رسول (ص) بودند) نيز هواداران حزب نفاق وجود داشتهاند كه از منافقان علانيه حمايت