جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٣ - صبر عمه پيامبر(ص)
نزديك آمد و به پيامبر نظر انداخت گفت بعد از (سلامتى) تو هرمصيبت بىارزش است. سپس بخانهاش برگشت.
يك زن ديگر:
در موقع ورود پيامبر (ص) بمدينه جمعى از زنان ناله كنان باستقبال پيامبر آمدند كه يكى از آنان زينب (و بقولى حمنة) دختر جحش بود حضرت فرمود براى خدا حساب كن[١] عرض كرد كى را؟ فرمود برادرت را، گفت انا لله و انا اليه راجعون دوباره فرمود براى خدا حساب كن (احتسبى) عرض كرد كى را؟ فرمود حمزة بن عبد المطلب.
(خالويش) را زن گفت: انا لله و انا اليه راجعون. گواريش باد شهادت.
باز فرمود براى خدا حساب كن عرض كرد كى را يا رسول الله فرمود شوهرت را مصعب بن عمير. گفت واحزنا، حضرت فرمود: قدر هيچ كس نزد زن باندازه قدر شوهر نيست. يكى بان زن گفت چرا درباره شوهرت واحزنا گفتى؟ گفت بياد يتيمى اطفالش افتادم (و هم بياد زندگانى خود!)
و از مشركين بقول بعضى بيست و هشت نفر كشته شدند كه تعداد قابل توجهى از آنان را امير المومنين على (ع) كشته بود.
[١] قيل معنى احتسب: احتسب الاجر بصيره على مصيبته.