جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥٧ - سوره حشر
نميرويم، هركارى ميخواهى بكن حضرت رايت جنگ را بعلى داد و قلعههاى بنى نضير را محاصره نمودند. و عبد الله بن ابى منافق هم بگفته خود عمل نكرده بكمك يهوديان نيامد، يهوديها براى تحكيم سنگرها بعضى از ساختمانهاى خانههاى خود را خراب ميكردند، حضرت فرمود درختان خرماى آنان را ببرند، يهوديها ازين موضوع ناراحت شدند صدا زدند يا محمد خدا ترا بفساد امر ميكند؟ اگر درختان از آن توست بگير و اگر از ما است قطع نكن.
سپس پيشنهاد كردند از سرزمينهاى شما بيرون ميرويم و مالهاى ما از خود ما. فرمودند تنها بيرون رويد و مالهاى خود را با خود نبريد كه كشته خواهيد شد، آنان مجبور شدند جان خود را حفظ كنند
بنابرين نظر آنحضرت را پذيرفتند و بنقل ديگر يهوديان خواستند آنقدر از اموال را بجز از اسلحه با خود ببرند كه شتر حمل نمايد، اين خواست آنان قبول شد، هرقد كه شتر آنرا برده مىتوانست با خود بردند، حتى بعضى خانههاى خود را بخاطر بردن چارچوب در آن خراب ميكردند بعد جمعى از آنان به فدك و وادى قرى و پارهاى از آنان به شام و دستهاى به خيبر و گروهى به حيره و غيره رفتند و گفته شده كه براى هرسه نفر يك شتر اجازه داده شد و به محمد بن مسلم دستور داده شده بود كه كعب را بكشد. او نامبرده را ببهانه فرض از قلاعش پائين آورد و بالاخره او را كشت[١]
" وَ لَوْ لا أَنْ كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْجَلاءَ لَعَذَّبَهُمْ فِي الدُّنْيا ... (حشر ٤- ٦)
[١] بقولى غزوه بنى نضير در ماه ربيع الاول، بيست و هفت ماه بعد از هجرت بود و بقولى در جمادى الاولى سال چهارم هجرى