جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٤ - جنگ مؤته
و خرم است و هيچ بوى بدى درين چهل روز بر سر دار پيدا نكرده است و دست او بر جراحتش گذاشته شده كه كمكم خون جريان دارد، رنگ رنگ خون است و بوى بوى مشك زبير او را بر اسبش حمل نمود و براه افتادند، وقتى كفار بيدار شدند ديدند خبيب نيست قضيه را بقريش اطلاع دادند، هفتاد نفر به تعقيب جنازه بيرون رفتند، وقتى بزبير و مقداد رسيدند زبير جنازه را بر زمين انداخت و زمين هم جنازه را بلعيد و لذا او را بليع الارض نام گذاشتند، بعد زبير خود و مقداد را معرفى كرد و گفت اگر با ما ميجنگيد ما با شما مىجنگيم! كفار بدون درگيرى سوى مكه برگشتند.
جنگ مؤته
بعضى از مورخين نوشتهاند كه پيامبر حارث بن عمير را در سال هشتم هجرى با نامهاى بسوى پادشاه بصرى فرستاد وقتى بقريه موته رسيد شرجيل غسافى باو برخورد و گفت كجا ميروى؟ جواب داد به شام سئوال كرد شايد از رسولان محمد باشى، گفت بلى، شرجيل امر كرد حارث را بستند و گردنش را زدند و جز او هيچ رسول پيامبر كشته نشد.
وقتى اين خبر بگوش پيامبر رسيد مردم را تشويق به جهاد نمود و سه هزار مسلمان نداى پيامبرشان را لبيك گفتند و به جرف اردو زدند، پيامبر (ص) آنان را سفارش كرد وظائف آنان را بيان داشت و فرمود. امير لشكر زيد بن حارثه است، اگر كشته شود جعفر طيار امير آنان است و اگر او هم كشته شود عبد الله بن رواحه امير است اگر او هم كشته شود مردم خود اميرى براى خود برگزينند، لشكر حركت