جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢٢ - جنگ خندق
ناچاريم كه آنرا بپذيريم، و يا آنرا براى مصلحت ما انجام ميدهيد؟ فرمود بخاطر شما است كه عربها از هرطرف به دشمنى شما برخواستهاند، خواستم تا حدى اين فشار را كم كنم.
سعد بن معاذ عرض كرد وقتيكه ما و آنان مشرك بوديم آنان طعام ما را مگر در مهمانى و يا بوسيله معامله نخورده اند الان كه خدا ما را باسلام گرامى داشت و هدايتمان كرد و بوسيله تو عزت داد آيا مالهاى خود را به آنان بدهيم؟
بخدا سوگند باين كار احتياجى نيست والله بآنان جز شمشير ندهيم حضرت فرمود اختيار با تو است، نامه پيش نويس را گرفت و محتواى آنرا پاك كرد و گفت هرچه ميتوانند عليه ما انجام دهند بيست و چند روز (نزديك يكماه) اين رودرروئى بطول كشيد در واقع مسلمانها محاصره بودند ولى جنگ درستى ميان طرفين بخاطر خندق واقع نشد، فقط گاهگاهى تيراندازى صورت ميگرفت، تا اينكه چندتن از شجاعان كفار از جمله عمرو بن عبدود[١] و عكرمه بن ابى جهل لباس جنگى را پوشيدند و بر اسبانى تيزرو سوار شدند و نزديك خندق آمدند و چيز تازهاى ديدند كه عربها بآن آشنائى نداشتند، در نقل على بن ابراهيم است كه سه تن از خندق پريدند و بطرف مسلمانان آمدند، عمرو
[١] عمرو بن عبدود در جنگ بدر زخمى شد و لذا در غزوه احد حاضر نبود، درين جنگ با نشانه و علامت اشتراك نموده بود تا در ميان رزمجويان مشخص باشد او را با هزار شجاع برابر ميدانستند و باو فارس يليل( يليلنام وادى است در نزد- يكى بدر) ميگفتند چه او درين مكان( يليل) شجاعت خوبياز خود بروز داده بود.