جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٤ - خلاصه اى از جنگ حنين
را بينياز ساخت، و با هم دشمن نبوديد كه خدا ميان دلهاى شما الفت انداخت؟ عرض كردند بلى يا رسول الله، حضرت فرمود چرا جواب مرا نميدهيد؟ عرض كردند چه بگوئيم و بچه ترا جواب دهيم منت خدا و رسول او را است، حضرت فرمود بخدا قسم اگر بخواهيد ميتوانيد بگوئيد- و راست هم ميگوئيد- ميان ما رانده شده (از مكه) آمدى ترا جاى داديم و محتاج (يا عائلهمند) بودى با تو مواسات نموديم و ترس داشتى ترا ايمن نموديم و مخذولا فنصرناك فقالوا المن لله و لرسوله، حضرت فرمود از اينكه از مال دنيا بشما ندادم و آنرا براى تاليف قلوب ديگران توزيع كردم ناراحت شديد؟ اى جماعت انصار آيا نمىپسنديد كه مردم با گوسفند و شتر بروند و شما با رسول الله؟ بخدا قسم اگر مردم براهى بروند و انصار براهى من براه انصار ميروم و اگر هجرت نبود من مردى از انصار بودم خداوندا انصار و پسران انصار و پسران پسران انصار را رحمت بفرما انصار- پس از شنيدن سخنهاى رسول الله (ص) گريه شديدى كردم عرض نمودند به (قسمت) خدا و رسولش راضى هستيم سپس پراگنده شوند.
در جعرانه نمايندگان هوازن خدمت پيغمبر اكرم (ص) در حاليكه مسلمان شده بودند رسيدند و عرض كردند در ميان اسيران خالهها و پرستاران تو كه سرپرستى ترا بعهده داشته بودند وجود دارند ...
حضرت فرمود كدام يك از دو چيز براى شما بهتر است اسيران يا مالهاى كه طبعا جواب آنان ترجيح اسيران بود، فرمود آنچه كه نصيب بنى هاشم شده آنان را بشما واگذار كردم و با مسلمانان ديگر درينباره بنفع شما صحبت ميكنم، شما با آنان مذاكره كنيد و اسلام خود را