جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣٤ - غزوه بنى قريظه
ولى ابو لبابه هنوز پاهايش تكان نخورده بود كه فهميد با خدا و رسول خيانت كرده است او نزد پيامبر نرفت و يكراست بمسجد النبى رفته خودش را به ستونى از ستونهاى مسجد بست و گفت ازين جا نروم تا خداوند توبه مرا قبول نمايد و با خدا عهد كرد كه ديگر نزد بنى قريظه نرود (و يا در محل آنان قدم نگذارد)
وقتى پيامبر از موضوع اطلاع يافت، فرمود اگر پيش من مىآمد برايش استغفار ميكردم ولى حالا كه مسجد رفته من او را باز نمىكنم تا خدا توبهاش را بپذيرد.
او شش شب در ستون بسته بود، زنش وقت نماز مىآمد او را بازميكرد و پس از اداى نماز دوباره او را مىبست.
از ام المومنين ام سلمه (رض) نقل شده است كه پس از آن خداوند توبه ابى لبابه را قبول كرد، و آن شب پيامبر در حجره من بود وقتى موضوع را فهميدم برسول خدا (ص) عرض كردم بشارت آنرا بابى لبابه بدهم؟
فرمود: اگر بخواهى آرى. ام سلمه به در حجرهاش ايستاد و صدا زد ابو لبابه خداوند توبه ترا قبول كرد مردم از هرطرف ريختند كه او را آزاد كنند، ابو لبابه گفت نه بخدا سوگند تا رسولخدا بيايد و مرا باز كند، پيامبر وقتى براى نماز صبح بمسجد تشريف آورد او را باز كرد.
خواننده عزيز: و تو اى مسلمان افغانى:
ما بايد ازين قضيه عبرت بگيريم و بدانيم كه كمك كردن و لو جزئى بدشمنان خدا خيانت بخدا و رسول و انسانيت است، و بايد سخت از آن بدور باشيم.
كسانيكه امروز خود را مسلمان ميدانند ولى در دستگاه دولتى كمونيستى كابل خدمت ميكنند و آنانيكه ماليات و حق گمرك ميدهند،، و آنانيكه بنحوى در ادارات دولتى