جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢٩ - جنگ خندق
هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِيداً وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً وَ إِذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ يا أَهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَ يَسْتَأْذِنُ ... (آيه ١١- ١٧)
در آنجا مومنان آزمايش و امتحان شدند و تكان سختى خوردند، و منافقان و مريضدلان (كه شك دارند و ضعيف الايماناند) گفتند خدا و رسول او بما جز وعده غرور ندادند (بما وعدههاى پيروزى و فتح شهرها را ميدادند و اينك امروز كار ما به پايان رسيد) و طائفهاى از آنان (يعنى منافقين) گفتند اى مردم مدينه برگرديد كه اينجا (ميدان جنگ) جاى مقاومت شما نيست (دشمنان شما زيادند و شما كشته و يا اسير ميشويد) و جمعى از آنان از پيامبر اذن (مراجعت) مىخواستند و ميگفتند خانههاى مادر امان نيست (دشمن بآسانى ميتوانند آنها را تصرف كنند) در حاليكه چنين نبود و جز فرار قصدى نداشتند، اگر كفار از اطراف مدينه در خانههاى اين منافقين داخل مىشدند و از آنان تقاضاى شرك و كفر را ميكردند، منافقين قبول ميكردند و مشرك مىشدند، و بر ظاهر اسلام جز (وقت) اندكى باقى نمىماندند.
اينان از پيش با خدا عهد بسته بودند كه (از جنگ) فرار نكنند و از عهد خدا (روز قيامت) سئوال مىشود. بگو هرگز فرار از مردن و كشته شدن نفعى بشما نمىرساند و درين حال جز بهره اندكى نخواهيد ديد. بگو كى شما را از خداوند نگه ميدارد اگر بشما اراده بدى نمايد و يا اراده رحمت را؟
و نمىيابند براى خود غير از خدا ولى و يارىدهنده.
" قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنْكُمْ وَ الْقائِلِينَ لِإِخْوانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنا ... (آيه ١٨- ٢٠)