جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢٠ - جنگ خندق
از جبهات مجاهدين بىاجازه فرماندهان جبهه را ترك ميكنند و حتى بعضى از دستههاى چريكى بىمشوره دست بحمله نظامى ميزنند، جمعى از مجاهدين بدلخواه به جبهه ميروند و بدلخواه از جبهه بيرون مىروند و بدين ترتيب نظم و انضباط را برهم ميزنند كه اين كار درستى نبوده بلكه زيانآور است.
سه روز قبل از رسيدن لشكريان كفر كار خندق بطول پنج كيلومتر و نيم، و عرض و عمق پنجمتر- على ما قيل- تمام شد و براى آن هشت در قرار دادند و برهردر يكتن از انصار و يكتن از مهاجرين با جمعى از لشكريان نگهبان معين شدند.
حيى بن اخطب كه يكى از سركردگان بنى نضير بود پس از موفقيت در جمعآورى عربها بسراغ يهوديهاى بنى قريظه كه با پيامبر معاهده و متاركه نموده بودند رفت و از كعب بن اسد رئيس آنان تقاضاى نقض پيمان با پيامبر و اشتراك در جنگ عليه او را نمود، او گفت من از پيامبر اسلام بجز وفا و راستى نديدهام ولى او داستان كفار عرب را براى او بيان كرد و اينكه بهتر ازين فرصتى پيدا نميشود، بالاخره بهرطورى بود كعب و ساير يهوديان بنى قريظه دعوت حيى را پذيرفتند ورقه عهدنامه و متاركهاى كه با پيامبر اسلام (ص) امضاء كرده بودند بيرون آوردند و حيى بن اخطب آنرا پاره كرد و بدين ترتيب يهوديان بنى قريظه هم آماده جنگ با مسلمانان شدند.
شائعه نقض عهد يهوديان بگوش پيامبر اسلام (ص) رسيد آنحضرت چهار تن از اعيان اصحاب خود را براى تحقيق موضوع بنزد بنى قريظه فرستادند، فرمودند چنانچه قضيه راست بودند باشاره مطلب را بيان داريد تا روحيات