جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٩ - سوره انفال
گرفته، اموال تجارتى آنان را مصادره نمايند. ابو سفيان وقتى از موضوع آگاهى يافت، قاصدى به مكه فرستاده و مردان قريش را از قصد پيامبر بزرگوار اسلام (ص) باخبر ساخت. همه ثروتمندان مكه براى تجهيز يك لشكر جرار كمك و همكارى كردند و حتى اعلام شد كه هركس براى دفاع از كاروان به جنگ مدينه نرود، خانهاش ويران خواهد شد و بدين ترتيب جمع زيادى كه در جملهى آنان عباس عموى حضرت رسول اكرم (ص) و عقيل برادر حضرت امير (ع) بود بطرف مدينه حركت كردند و از آن طرف حضرت پيامبر با ٣١٣ نفر به نزديكى بدر رسيدند و از موضع قافله و حركت كفار مكه اطلاع يافتند پيامبر درباره تعقيب كاروان و يا جنگيدن با كفار ستمگر مكه با اصحاب خود مشوره نمود، از جمله سخنگويان آن روز يكى مقداد" بود كه پس از شيخين عرض كرد ما بتو ايمان آورديم، و شهادت ميدهيم به حقانيت دينى كه براى ما آوردهئى بخدا قسم اگر فرمان دهى كه در آتش سوزان و خارهاى مغيلان داخل شويم، فرمان ترا پذيرا مىشويم، بخدا قسم جملهاى را كه بنى- اسرائيل به موسى گفتند كه تو با خدايت برو (با كفار) جنگ ما اينجا مىنشينيم، ما بتو نخواهيم گفت، بلكه ما بتو عرض مىكنيم كه براى امتثال فرمان خدايت اقدام كن، ما با تو در صف جهاد عليه كفار مىجنگيم. حضرت او را تحسين نمود. ولى دوست مىداشت، انصارهم وفادارى خود را تجديد كنند، چه احتمال ميرفت آنان طبق پيمان قبلى خود فقط در مدينه از آن حضرت دفاع كنند نه خارج مدينه. در اين هنگام سعد بن معاذ صحابى متعهد و برجسته انصارى (رض) ايستاد، عرض كرد گويا متوجه ما انصار مىباشيد، فرمود آرى، عرض كرد، پدر و مادرم به فدايت يا رسول الله، ما بتو ايمان آورديم و ترا تصديق كرديم كه آنچه آوردهاى، همهاش از جانب خداوند است، هرگونه كه ميخواهى ما را فرمان ده، هرمقدار كه از اموال ما بخواهى بردار و هرمقدار كه ميخواهى براى ما بگذار. (جان و مال ما