شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٨٩
مُسَيلَمه گفت: «آيا نديدى كه پروردگارت، با زن باردار، چه كرد؟ موجودى از او به دنيا آورد كه مىكوشد، از ميان پرده صفاق و احشا!».
سجاح گفت: ديگر چه؟
مُسَيلَمه گفت: به من، وحى مىشود كه: «خداوند، زنان را دسته دسته آفريد، و مردها را براى آنان، جفت قرار داد كه چيزى در آنها فرو بريم، و چون بخواهيم، بيرون آوريم، كه براى ما بزغاله آورند!».
سجاح گفت: شهادت مىدهم كه تو پيامبرى!
در اين جا، براى پرهيز از اطاله كلام، از آوردن همه سخنان بى پايه او، خوددارى مىكنيم.
و روايت شده است كه ابو بكر صدّيق، از مردمى از بنى حنيفه- كه نزد وى آمده بودند-، خواست تا پارهاى از اين سخنان را بازگو كنند و آنها، برخى از آنچه را نقل كرديم، باز گفتند. ابو بكر گفت: سبحان اللَّه! اى بيچارهها! اين سخن، از هيچ پيامبر و خدايى، سر نمىزند. او شما را به كجا مىكشانَد؟! كسى كه از خِرد، بهرهاى داشته باشد، سخافت اين سخنان، بر او پوشيده نمىمانَد.