شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٣
مدّعىِ پيامبرى، مانند: مُسَيلَمه، طُلَيحه، اسوَد، سَجاح و ديگران، آورده است كه نشانگر سستى خِرد آنان و خِرد كسانى است كه در گمراهى و هلاكت، از آنان پيروى كردهاند.
در باره عمرو بن عاص نيز روايت كرديم كه وى، در دوره جاهلى خود [يعنى زمانى كه هنوز مسلمان نشده بود]، نزد مُسَيلَمه رفت. مُسَيلَمه به او گفت: در اين مدّت، چه چيز بر دوست شما، نازل شده است؟
عمرو به او گفت: سورهاى كوتاه و رسا، بر او نازل گشته است. مُسَيلَمه گفت: آن چيست؟ عمرو گفت: سوره «سوگند به عصر، كه به راستى، انسان، دستخوشِ زيان است، مگر كسانى كه گرويده و كارهاى شايسته انجام دادهاند و همديگر را به حق، سفارش و به شكيبايى، توصيه كردهاند» بر او، فرو فرستاده شده است.
مُسَيلَمه، لَختى در انديشه شد. آن گاه، سرش را بلند كرد و گفت: مانند آن، بر من نيز نازل شد!
عمرو گفت: آن چيست؟
مُسَيلَمه گفت: «اى خرگوش![١] اى خرگوش! تو در حقيقت، دو گوش و يك سينه (/ ورودى و خروجى) هستى و بقيّهات، سوراخْ سُنبه است».
سپس گفت: نظرت چيست، اى عمرو؟
عمرو گفت: به خدا سوگند، خودت مىدانى كه من مىدانم تو، دروغ مىگويى.
٣٠٩. سير أعلام النبلاء- به نقل از عمرو بن عاص-: گذارم بر مُسَيلَمه افتاد. او به من امان داد و سپس گفت: محمّد براى كارهاى سِتُرگ، فرستاده شده است و من، به كارهاى خُرد، فرستاده شدهام.
گفتم: از سخنانت، بر من بگوى.
گفت: «اى قورباغه! قور قور كن كه چه خوش، قور قور مىكنى. نه توشهاى را جستجو مىكنى، و نه آبى را گلآلود مىسازى».
سپس گفت: «اى خرگوش! اى خرگوش! اى داراى دو دست و يك سينه، و داراى جُثّهاى خُرد!».
در همين حال، عدّهاى را نزد او آوردند كه بر سرِ قطع درختان خرما
[١]. واژه« وَبَر»- كه در متن عربى حديث آمده، به معناى وَنَك شامى و خرگوش رومى است. در برخىمنابع، واژههاى« اذنان» و« صَدر» آمده است كه به معناى ياد شده است و در برخى،« إيراد» و« صَدر» آمده كه احتمال دارد اشاره به ورودى( دهان) و خروجى( مقعد) باشد.