شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٩ - ٥/ ٢ - ٥ پاسخ مواردى كه به نظر، مختلف مىرسند
آن مرد گفت: آرى. آسودهام نمودى. خدا، آسودهات گردانَد! و گِره از كارم گشودى.
خدا، به تو پاداش بسيار دهد!
على عليه السلام فرمود: «و امّا اين سخن او كه: «روزى كه روح و فرشتگان، به صف مىايستند، و [مردم،] سخن نمىگويند، مگر كسى كه [خداى] رحمان، به او رخصت دهد، و سخنِ راست مىگويد»، و اين سخن او كه: «به خدا، پروردگارمان، سوگند كه ما مشرك نبوديم!»، و اين سخن او كه: «روز قيامت، بعضى از شما، بعضى ديگر را انكار مىكنند و برخى از شما، برخى ديگر را لعنت مىكنند»، و اين سخن او كه: «اين مجادله اهل آتش، قطعاً راست است»، و اين سخن او كه: «در حضور من، مجادله مكنيد، و من، پيشاپيش به شما بيم دادم»، و اين سخن او كه: «بر دهانهاى آنان، مُهر مىنهيم و دستهايشان، با ما سخن مىگويند و پاهايشان، بدانچه فراهم ساختهاند، گواهى مىدهند»، هر يك از اينها، مربوط به جايگاههاى گوناگون از جايگاههاى آن روزى است كه مقدارش، پنجاه هزار سال است. در آن روز، خداوند عز و جل آفريدگان را در جايگاههاى گونهگونى گِرد مىآورد: عدّهاى با هم صحبت مىكنند، و عدّهاى براى يكديگر، طلب آمرزش مىكنند. اينان، كسانى هستند كه در سراى دنيا، از سردمداران [حق]، فرمانبُردارى و پيروى مىكردهاند، و گنهكارانِ مستكبر و مستضعف[١] را كه در سراى دنيا، [نسبت به حق و پيامبران،] كينه و دشمنى مىورزيدهاند و در ستم و تجاوز، به يكديگر كمك مىكردهاند، لعنت مىكند، در حالى كه برخى از آنان به ديگرى كفر مىورزد و برخى از آنان، ديگرى را لعنت مىكنند.
كفر، در اين آيه، به معناى بيزارى است. مىفرمايد كه از يكديگر، بيزارى مىجويند.
مانند آن، اين سخن شيطان در سوره ابراهيم است كه: «من بدانچه پيش از اين، مرا [در كار خدا] شريك مىدانستيد، كافرم» [، يعنى بيزارم]. همچنين است اين سخن ابراهيم خليل الرحمان: «به شما كفر مىورزيم»، يعنى از شما بيزاريم.
سپس در جاى ديگرى گِرد مىآيند و در آن جا گريه مىكنند، كه اگر آن صداها براى مردم دنيا بر ملا مىشد، تمام مخلوقات، دست از زندگى مىشُستند و دلگير مىشدند،
[١]. عبارت« و يلعن أهل المعاصى»- كه در متن عربى حديث آمده-، عطف بر« يجمع» است و فاعل آن، ضميرى است كه به خداوند بر مىگردد و« أهل المعاصى»، مفعول آن است و موصول، صفت« أهل المعاصى» است و« المستكبرين و المستضعفين»، صفتِ بعد از صفت هستند و« يكفر» و« يلعن»، براى مفعول، حال هستند.