شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٧ - ٥/ ٢ - ١ فصاحت و بلاغت
از او آسوده گشتهايد، و اگر او بر عرب پيروز گشت، حاكميت او، حاكميت شماست و عزّت او، عزّت شما خواهد بود و شما به واسطه او، خوشبختترينِ مردمان خواهيد شد.
آنها گفتند: اى ابو وليد! به خدا سوگند كه با زبانش، تو را هم افسون كرده است.
ابو وليد گفت: اين، نظر من در باره اوست. اينك خود دانيد كه چه كنيد.
٢٤٩. الاحتجاج- به نقل از هشام بن حكم-: ابن ابى العوجا و ابو شاكر ديصانى زنديق و عبد الملك بصرى و ابن مقفّع، در كنار خانه خدا با يكديگر قرار گذاشتند كه حاجيان را مسخره كنند و بر قرآن، خُرده بگيرند.
ابن ابى العوجا گفت: بيايد هر يك از ما، يكچهارم قرآن را نقض كنيم و قرار بگذاريم كه سال آينده، در همين مكان گرد آييم و همه قرآن را نقض نماييم؛ چرا كه نقض كردن قرآن، به معناى ابطال نبوّت محمّد است، و ابطال نبوّت او، به معناى ابطال اسلام و اثبات عقايد ماست. پس در اين باره، همداستان شدند و رفتند.
سال بعد، در كنار خانه خدا، گرد آمدند. ابن ابى العوجا گفت: از وقتى كه از يكديگر جدا شديم، من در باره اين آيه مىانديشيدم: «چون از آن نوميد شدند، رازگويان [براى مشورت] به كنارى رفتند»؛ امّا نمىتوانم به فصاحت و جامعيت معانى آن، چيزى بياورم. همين يك آيه، مرا از پرداختن به ديگر آيات، باز داشت.
عبد الملك گفت: من نيز از زمانى كه از شما جدا گشتم، در اين آيه مىانديشيدم:
«هان، اى مردم! مَثَلى زده شد. پس بدان گوش فرا دهيد: كسانى را كه جز خدا مىخوانيد، هرگز [حتّى] مگسى نمىآفرينند، هر چند براى آفريدن آن، اجتماع كنند، و اگر آن مگس، چيزى از آنان بربايد، نمىتوانند آن را باز پس گيرند. طالب و مطلوب، هر دو ناتوان اند»؛ ولى نتوانستم همانند اين آيه را بسازم.