دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٢ - ادله و شبهات مخالفان رجعت
آنان پس از اين كه وارد آتش شدند و گرما و غل و زنجير داغ و آبهاى جوشان را چشيدند، فريادشان بلند مىشود كه: پروردگارا! ما را از اين جا خارج ساز. قول مىدهيم كه كارهاى نيك كنيم و گذشته را جبران نماييم. به آنان با زبانى خرد كننده خطاب مىرسد كه: ساكت شويد و سخن نگوييد. مگر به قدر كفايت به شما عمر نداديم تا پند گيريد؟! مگر براى شما به قدر كافى انذار دهندگان نيامدند؟! حال بچشيد كه امروز ياورى براى ستمكاران وجود ندارد.[١]
بنا بر اين، بازگشتى براى كافران وجود ندارد و اگر هم باز گردند، اعمال نيك نخواهند كرد و عدالت بر هم نمىخورد. افزون بر اين، رجعت اصطلاحى اصلًا ربطى به اين تقاضاى بازگشت كافران ندارد. رجعت، براى مجازات است و آن هم مخصوص عدّهاى اندك از رئوس گمراهى و كفر است.
٣. قرآن فرمايد: «وَ حَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ.[٢]
و بر [مردم] شهرى كه آن را هلاك كردهايم، بازگشتشان [به دنيا] حرام است».
بنا بر اين، قرآن به صراحت، رجعت را رد مىكند.
[١].« وَ هُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيها رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ وَ جاءَكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَما لِلظَّالِمِينَ مِنْ نَصِيرٍ؛ و آنان در آن جا فرياد بر مىآورند:« پروردگارا! ما را بيرون بياور، تا غير از آنچه مىكرديم، كار شايسته كنيم». مگر شما را[ آن قدر] عمر دراز نداديم كه هر كه بايد عبرت بگيرد، در آن عبرت مىگرفت؟ و[ آيا] براى شما هشدار دهنده نيامد؟ پس بچشيد، كه ستمگران ياورى ندارند»( فاطر: آيه ٣٧).
« رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْها فَإِنْ عُدْنا فَإِنَّا ظالِمُونَ قالَ اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ؛ پروردگارا! ما را از اين جا بيرون ببر. پس اگر باز هم[ به بدى] برگشتيم، در آن صورت، ستمگر خواهيم بود. مىفرمايد:[ برويد] در آن گم شويد و با من سخن مگوييد!»( مؤمنون: آيه ١٠٧- ١٠٨).[٢]. انبيا: آيه ٩٥.