دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٢ - ادله قرآنى رجعت
كه مقصود از انبيايى كه از آنها پيمان گرفته شده، خود آنها نباشند، بلكه فرزندانشان باشد.[١] برخى نيز مراد از رسول را پيامبر اسلام ندانستهاند و آن را تعميم دادهاند و گفتهاند: هر پيامبر جديدى كه آمد، قبلىها بايد به او ايمان بياورند و يارىاش كنند؛ امّا اين معانى با ظهور اوّليه آيه سازگار نيست و تا مجبور، نباشيم نبايد به اين تأويلات دست بزنيم، افزون بر اين كه هر تأويلى محتاج قرينه و دليل است و هيچ دليلى براى اين تأويلات ذكر نشده است.
اكثر اين مفسّران، قرائتى ديگر را نقل مىكنند كه به كلّى معنا را تغيير مىدهد. آنها به جاى لفظ «ميثاق النبيّين» از لفظ «ميثاق اهل الكتاب» استفاده كردهاند تا ديگر نيازى به اين تأويلات نباشد؛ ولى هيچ يك آن را ترجيح ندادهاند.[٢]
ابن كثير از امام على بن ابى طالب عليه السلام و ابن عبّاس نقل مىكند كه به نظر آنان اين آيه مىگويد كه اگر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مبعوث شد و آن انبيا زنده باشند، بايد به او ايمان آورند و يارىاش كنند.[٣] ظاهراً ابن كثير نمىخواهد رجعت را بپذيرد و زنده بودن ديگر پيامبران را در زمان حيات پيامبر اسلام، امرى فرضى در نظر مىگيرد؛ امّا با روايتى كه نقل مىكند، اين موضوع را روشن مىكند كه در نظر برخى صحابه امكان چنين همزمانىاى وجود دارد. از طرف ديگر، خداوند متعال پيمانى بىخاصيت و بىمصداق از انبيا نمىگيرد، آن هم چنين پيمان غليظ و مستحكمى. اين پيمان بايد مصداق پيدا كند و مصداق آن، تنها در رجعت است. حديثِ ياد شده را تعدادى ديگر از مفسّران اهل سنّت نقل كردهاند.[٤]
[١]. نيشابورى در تفسير غرائب القرآن( ج ٢ ص ١٩٨) اين احتمال را مىدهد.
[٢]. تقريباً همه تفاسير ياد شده، به اين قرائت اشاره كردهاند.
[٣]. تفسير ابن كثير: ج ٢ ص ٥٦.
[٤]. مانند طبرى در جامع البيان( ج ٣ جزء ٣ ص ٣٣٢)، ابن ابى حاتم در تفسير القرآن العظيم( ج ٢ ص ٦٩٤)، سيوطى در الدرّ المنثور( ج ٢ ص ٢٥٢)، نيشابورى در تفسير غرائب القرآن( ج ٢ ص ١٩٨) و قرطبى در الجامع لأحكام القرآن( ج ٤ ص ١٢٥).