دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤١ - ٤/ ١٠ گزارشهاى رسيده در باره نام و موطن ياوران امام عليه السلام
انطاكيه مىرسند. آوايى مىشنوند و به آن توجّه مىكنند؛ امّا چيزى نمىفهمند، جز همان امرى كه به سوى آن فرا خوانده شدهاند و از تجارتشان باز مىمانند. همسفران ايشان به انطاكيه آمده، آنان را نمىيابند و پيوسته در پى آنان مىروند و مىآيند و آنان را مىجويند؛ ولى اثرى از آنان نيافته، خبرى به دست نمىآورند و به همديگر مىگويند: آيا جايشان را مىدانيد؟ برخى جواب مثبت مىدهند.
پس كالاهاى تجارى آن گمشدگان را فروخته و [بهاى] آنها را به خانوادههايشان رسانده، ارث آنان را قسمت مىنمايند؛ امّا شش ماه نمىگذرد كه ميان پيشقراولان قائم عليه السلام آمده به خانوادههايشان مىرسند، گويى كه از آنان جدا نشده بودند.
امّا مسلمانان پناهنده به روم، كسانى اند كه از همسايگان، اهل شهر و حاكمشان، آزار شديدى مىبينند و همواره اين گونه اند، تا اين كه نزد پادشاه روم مىآيند و داستان خود را باز مىگويند و آزار قوم همكيش خود را به او خبر مىدهند و او به آنان امان مىدهد و زمينى از سرزمين قسطنطنيّه را به آنان مىبخشد و پيوسته در آن هستند تا همان شبى كه آنان را [به مكّه] حركت مىدهند و همسايگان و اهالى سرزمينى كه در آن بودهاند، بامدادان، آنان را نمىيابند و از اهالى شهر، آنان را مىجويند و اثر و خبرى نمىيابند. اين هنگام، ماجراى آنان و گم شدنشان را به پادشاه روم، خبر مىدهند و او در پى آنان مىفرستد و آثار و اخبارشان را پى مىجويد؛ امّا هيچ كس خبرى از آنان نمىآورد. از اين رو طاغوت روم، به اندوه سختى گرفتار مىآيد و همسايگان آنان را به اين خاطر، بازداشت مىكند و آنان را وادار به حاضر كردن آن افراد مىكند و مىگويد: با قومى كه من امانشان داده و نعمت در اختيارشان نهاده بودم، چه كرديد؟ و تهديد مىكند كه اگر خودِ آنها يا خبرى از آنها را نياورند و يا اين كه به كجا رفتهاند، آنان را مىكشد. پس اهل كشورش همواره در آزار و بازخواست و يا در كيفر و بازداشت و پيگرد هستند تا