دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٩ - ٤/ ١٠ گزارشهاى رسيده در باره نام و موطن ياوران امام عليه السلام
و گوشهنشين صِقليّه، مردى از آبادىاى به نام يَسلم است كه از روم بر مىخيزد و همواره به شهرهاى اسلام مىآيد و در سرزمينهاى آن مىچرخد و از آبادىاى به آبادى ديگر مىرود و از عقيدهاى به عقيدهاى ديگر مىرسد تا خداوند بر او منّت مىنهد و به همين عقيدهاى كه شما داريد، مىرسد و چون آن را شناخت و به آن يقين يافت، همراهانش يقين مىيابند. او به صقليّه وارد مىشود و به عبادت خدا مىپردازد تا آن كه ندا [ى قيام قائم] را بشنود و پاسخ گويد.
و دو گريزنده از شِعب به سَردانيّه، يكى از اهالى مدائن در عراق و ديگرى از جَبانا[١] است كه به سوى مكّه بيرون مىآيند و پيوسته در آن، تجارت و زندگى مىكنند تا كار تجارتشان به آبادىاى به نام شعب، پيوند مىخورد و هر دو به آن جا مىروند و روزگارى در آن جا مىمانند. هنگامى كه اهل شعب، آن دو را مىشناسند، آزارشان مىدهند و بسيارى از كارشان را تباه مىكنند. پس، يكى از آن دو به ديگرى مىگويد: اى برادر من! ما در شهرمان اذيّت شديم، تا آن جا كه از مكّيان جدا شديم و سپس به شعب آمديم و حال مىبينيم كه اهل اين جا ما را بيشتر از مكّيان مىآزارند و مىبينى كه كار ما را به كجا رساندهاند. كاش در شهرها بچرخيم تا امر خداوند- عدالت و پيروزى باشد يا مرگى آسوده كننده- برسد! پس آماده مىشوند و به سوى بَرقه مىروند و دوباره آماده مىشوند و به سوى سردانيّه مىروند و پيوسته در آن جا مىمانند، تا شبى كه امر قيام قائم ما روى دهد.
و امّا دو تاجرى كه از عانه به سوى انطاكيه بيرون مىآيند، دو مرد به نامهاى مسلم و سليم هستند كه غلامى عجمى به نام سلمونه دارند كه همگى در كاروانى از تاجران بيرون مىآيند و به قصد انطاكيه، پيوسته حركت مىكنند تا به چند ميلى
[١]. جَبانا، جايى ميان انبار و بغداد است.