دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٩ - ه - پس از نماز عشا
كتاب را فرو فرستاده و به شما فرمان داده است كه هيچ چيز را شريك او نكنيد و بر اطاعت او و اطاعت از فرستادهاش مواظبت كنيد و آنچه را قرآن زنده كرده، زنده بداريد و آنچه را ميرانده، بميرانيد و ياوران هدايت و پشتيبانان تقوا (پرهيزگارى) باشيد».[١]
١٤٨٦. بحار الأنوار- با سندش به نقل از ابن محبوب كه روايتى طولانى را به امام زين العابدين عليه السلام مىرساند و در باره قائم عليه السلام است-: فرمود: «پس زير درخت سَمُره مىنشيند و جبرئيل به صورت مردى از قبيله كلب نزدش مىآيد و مىگويد: اى بنده خدا! چه چيزى تو را اين جا نشانده است؟ قائم عليه السلام پاسخ مىدهد:" اى بنده خدا! منتظرم وقت عشا برسد و در پناه آن به مكّه بروم و خوش ندارم كه در اين گرما بيرون بروم".
جبرئيل مىخندد و چون مىخندد، او مىفهمد كه وى جبرئيل است. سپس جبرئيل، دست او را مىگيرد و با او مصافحه مىكند و به او سلام مىدهد و به او مىگويد: برخيز! و اسبى را به نام بُراق برايش مىآورد و او بر آن سوار مىشود.
سپس به كوه رَضوى[٢] مىآيد و محمّد صلى الله عليه و آله و على عليه السلام مىآيند و عهدى سرگشاده برايش مىنويسند تا آن را براى مردم بخواند. سپس به سوى مكّه كه مردم در آن جمع شدهاند، بيرون مىآيد».[٣]
[١]. الفتن: ج ١ ص ٣٤٥ ح ٩٩٩، الملاحم و الفتن: ص ١٣٧ ح ١٥٧، الصراط المستقيم: ج ٢ ص ٢٢٥( با عبارت مشابه). براى ديدن همه حديث، ر. ك: همين دانشنامه: ص ٢٧٥ ح ١٥٨٥.
[٢]. رَضوى، نام كوهى در مدينه است.
[٣]. بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٣٠٦ ح ٧٩، سرور أهل الإيمان: ص ٩٠ ح ٦٧.