صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١١ - جدايى ميان جوانان و روحانيان
آن قدرى كه وظيفه داريم و آقايان وظيفه دارند بايد كوشش كنند كه هم خودشان را و هم آن كميتههايى كه در تحت نظارت آقايان هست و هم آن پاسدارهايى كه در تحت نظارت آقايان هست كوشش كنند كه همه اينها را به فرم اسلام درآورند، هر كس بيايد كميته را ببيند، مثل اينكه در يك مسجد رفته و همه چيزش اسلامى است، هر كس پاسبان را ببيند، يك مرد مُسْلِم متعهد ببيند، اگر ما بتوانيم يك همچو كارى بكنيم كه اين كميتههايمان را و اين پاسدارهايمان را بتوانيم تهذيب كنيم، بتوانيم تربيت بكنيم، نصيحت بكنيم و مواظبت از روحيّات آنها بكنيم و اينها را خوب تربيت بكنيم، در اين نهضت پيروزيم و پيروزى ان شاء اللَّه دائمى است و اسلام هم رو سفيد- رو سفيد كه هست- روسفيد در مىآيد از آب.
بنا بر اين ما وظيفه داريم الآن؛ يعنى وظيفه الهى، شرعى، وجدانى و انصافى، بر اين داريم كه ما بايد از خودمان شروع بكنيم و از خودمان كه شروع كرديم به آن چيزهايى كه مربوط به ما هست، به آن دستگاههايى كه مربوط به ما هست، به آنها هم سرايت بدهيم و در نظرمان اين باشد كه تربيت كنيم جامعهاى كه ٢٥٠٠ سال در آن ظلم و ظلمات به سر برده، و پنجاه و چند سال به اين ظلمات وحشتناك.
جدايى ميان جوانان و روحانيان
و جوانهاى ما را همچو منقلب كرده بودند كه نسبت به شما يك نحو ديگر فكر مىكردند؛ چنانچه شما هم نسبت به آنها يك طور ديگر فكر مىكرديد و هر دو فكرها، فكرهاى وارداتى تبليغاتى بود. هم آن طورى كه دانشگاه درباره شماها فكر مىكرد «: يك مشت آخوند كه همين حرفها.» و هم آن طورى كه شما نسبت به دانشگاه كه همچو به طور مطلق: «يك دسته فُكُلى نمىدانم كذا.» اين هر دوى آن تبليغات بود كه جدا كنند. طبقه جوانى كه بعدها بايد مقدّرات يك مملكت را در دست بگيرد از شما جدا كنند. اصلًا برنامه اين است كه شما را از طبقه فعّال جوان جدا بكنند؛ يعنى طبقهاى كه روشن هستند و مرجع امور خواهند شد و شما را هم از آنها و آنها را هم از شما و دو