صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١١ - روشنفكران و وحدت ملى
ما را كشيدند به مراكز فحشا، جوانهاى ما را كشيدند به مراكز فحشا؛ كشيدند به مراكزى كه مغزهاى آنها را تهى كردند. يك آدمى كه در اين نحو سينماهايى كه پيش بود- حالا من نمىدانم وضعش چه جورى است، آن وقت سينماهايى كه بود كه همه آن دستگاه فساد بود- ديگر يك جوانى كه مىرفت در آنجا، پنج روز، ده روز مىرفت، عادت مىكرد به اين، ديگر نمىتوانست جدّى يك عملى بكند، اين ديگر نمىتوانست فكرش را متوجه بكند به اينكه نفت ما را دارند مىبرند و همه چيز ما را، دارند، حيثيت ما را دارند مىبرند و ما مشغول اينكه سينما را تماشا بكنيم يا نمىدانم ستاره سينما را! مجلاتمان اين طور، سينماهايمان اين طور، همه چيزمان اين طور شده بود، و ما را اصلًا خودمان را از بين بردند و يك چيز ديگر جاى ما نشاندند- مملكت ما متبدل شده بود به يك چيز ديگرى.
روشنفكران و وحدت ملى
الآن كه در اين نهضت بسيارى از قشرها آن وضع سابقشان [را] رها كردهاند، متبدل شدند، اين حقوقدانان، اين روشنفكرها، اين كذاها، اينها چرا نمىآيند ملحق بشوند به همين جمعيتها و با همينها در كارشان چرا همه دست به هم نمىدهند؟ نوشتههايشان جورى باشد كه وحدت كلمه ايجاد كند، گفتههايشان [اين] جورى باشد؛ جمعيتهايشان اين طور باشد. چرا مىروند توى مجلس، نمىدانم، وكلا، مىگويند كه اسلام حالا به درد نمىخورد؟ جز اين است كه مىخواهند فساد كنند؟ و لو يك كلمه مفتى كه يك كسى بگويد، كه در كسى تأثير نمىكند، اما خود اين معنى نشان اين را مىدهد كه رشد نيست. الآن اگر اين تميز مىداد كه اين اسلام بود كه همه شما را از خارج كشيد به اينجا و حالا آزاد شديد، اين اسلام بود كه شما را از انزوا بيرون آورد، شما همه توسرى خور سازمان امنيت بوديد، شما همه نمىتوانستيد اظهار وجود بكنيد، حالا كه اسلام آمده و شما را از زاويهها بيرون كشيده، و از خارج، داخل كرده، واردتان كرده در ميدان عمل، حالا بر ضد همان اسلامى كه همچو خدمتى را به شما كرده است، قيام كرديد؟ اين بايد اسمش را