صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٦ - شيوه حكومت در صدر اسلام
رهايى از وابستگى فكرى به غرب و شرق
ما بايد اول تمام همتمان را صرف كنيم كه خودمان را از اين وابستگى فكرى بيرون بياوريم. ما فكرهايمان وابسته است؛ ما فرهنگمان وابسته است. الآن ما بايد سعى كنيم از اين فرهنگ وابسته خارج بكنيم خودمان را، چه فرهنگ آن طرف كه همهاش فساد و چه فرهنگ آن طرف كه همهاش فساد، يعنى همهاش براى به دام انداختن ماهاست؛ به دام انداختن بشر است.
شيوه حكومت در صدر اسلام
ما تا اين راه مستقيمى كه راه انسانيت است، راه اسلام است و از حكومتهايش ما فرق را مىفهميم، آن وقتى كه اسلام به دست ماها نيفتاده بود كه مثل يك پوستين اين طرف آن طرف باشد، آن وقتى كه اسلام صريح بود، زمان خود پيغمبر- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- و زمان على بن ابي طالب- سلام اللَّه عليه- شما وقتى آن وقت را ملاحظه كنيد و سران قوم را در آن وقت، سردارهاى اسلام را در آن وقت، آنكه در رأس واقع شده بود به حسب نظم مملكتى، وقتى كه ملاحظه بكنيد چه جور زندگى مىكردند، وضع خودشان چه جور بود، آنكه پيغمبر اسلام بود در يك مسجدى كه نه مثل اين مسجد ماها و مساجدى كه حالا هست، يك مسجدى كه شايد حصير هم نداشته است. يك ديوار يك مترى، آن قدرى تقريباً بوده است و با اين چيزهاى چوبهاى خرما يك جايىاش را سقف زده بودند، مسجد آن اتاقها، يك دانه اتاق! براى يك دانه اتاق بود. وقتى كه نشسته بودند، در مسجد مىنشستند با اصحابشان، كسى كه از خارج مىآمد نمىفهميد اينها كدام يكى پيغمبرند و كدام يكى ديگرانند، مىپرسيد كدام يكى از شما او هستيد!؟ اين طور مىنشستند مثل سايرين. حتى يك همچو پتويى نبوده است كه زيرشان بيندازند كه يك امتيازى در كار باشد و آنكه حضرت امير- سلام اللَّه عليه- است و تاريخش را همه مىدانيد. همان روزى كه بيعت كردند با حضرت امير و رأى دادند به ايشان، همان روز وقتى فارغ شد از اين قضيه، بيل و كلنگش را برداشت رفت پى كارى. كار مىكرد!