صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٩ - وحدت كلمه ملت هديهاى الهى
فلك- آن قلعه حسن فلك [١] را من رفتم مىدانم كجاست؛ پهلوى كوهى است كه به آن كوه الوند مىگويند، آن غير الوند همدان است، الوندى است مال خمين است، آنجا يك قلعهاى است مثلًا به اندازه چند مقابل اين عمارتها، ده بيست تا خانوار شايد داشته باشد- گفت حتى آنجا، گفت من آنجا كه رفتم، ديدم مطالبى كه در آن قلعه مردم آنجا مىگويند همانى است كه در تهران مىگويند! من آنجا در ذهنم آمد كه مسأله مسئله بشرى نيست؛ مسأله مسئله الهى است و اين پيش مىبرد. وقتى مطلب، توجه از جانب ما وراء الطبيعه و غيب باشد، اين ملت پشتيبان غيبى دارد و با پشتيبان غيبى، شما پيش برديد؛ و الّا ابزارى دست شما نبود. حالا چهار تا تفنگ دست پاسبانهاى ما هست. اينها غنيمت جنگى است، و الّا كِى داشتند اينها را. آنى كه در بين ملت ما بود «اللَّه اكبر» و ايمان بود؛ فرياد «اللَّه اكبر» و ايمان بود، و او پيش برد.
برادرها! حفظ كنيد اين [ايمان] را؛ خواهرها! حفظ كنيد اين [ايمان] را. تا اين سنگر الهى، اين دژ محكم خدايى، هست شما پيروزيد؛ نه دمكراتها به شما غلبه خواهند كرد و نه كمونيستها. همه اينها دفن خواهند شد. لكن به شرط اينكه اين روحيهاى را كه خدا داده است و اين وحدت كلمهاى را كه از جانب غير به شما هديه شده است، اين امانت را حفظش كنيد. الآن اين يك مسئلهاى است كه پيش ما امانت است؛ و بايد حفظ كنيم، و وقتى كه توجه اين باشد كه ما براى خدا اين كار را مىكنيم، اين هم باز در پاريس مكرر اتفاق مىافتاد، كه اشخاص دلسوز، اشخاصى كه هواخواه بودند، اينها به من كراراً مىگفتند كه نمىشود، حالا كه نمىشود بايد يك جوريش كرد كه مثلًا به تدريج پيش برود؛ و قدم بقدم مثلًا پيش برويم و بعضى هم از اينجا پيغام مىدادند به من كه قدم بقدم پيش برويم. حالا انتخابات را درست كنيم؛ بعد از انتخابات هم، يك مجلس خوبى درست بكنيم و بعد از مجلس خوب و كذا، و كم كم. من به بعضيشان گفتم به اينكه اين نهضتى كه الآن پيدا شده است و همه مردم بزرگ و كوچك الآن توى خيابان دارند.
[١] قعله حسن فلك، قلعهاى در نزديكى خمين با چند خانوار جمعيت.