صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٩ - لزوم اعراض از آثار غربزدگان
و يك جنايتكاران ٢٥٠٠ ساله را كه اگر مطالعه بكند كسى تاريخ را، در اينها شايد يك نفر هم پيدا نشود كه جنايتكار نباشد، منتها كم و زياد داشتند. آنها هم كه به آنها «جنّت مكان» [١] مىگويند آنها هم جنايتكار بودند! آنها هم. پسر برومند خودش را كور كرد، [٢] براى اينكه مبادا يك وقتى قدرتنمايى بكند! آنها هم آن طور بودند. لكن جنايت اصيل، آن كسى كه اصيل در جنايت بود، اين پسر بود. پدر به اين اصالت نبود! براى اين [كه] هم ارث برده بود، و هم خودش بود! آن كه اصيل بود در جنايت، آن كه همه چيز ما را به اسم «تمدن بزرگ» عقب نگه داشت، آن كه اسلام عزيز ما را با اسم اسلام مىخواست محو بكند، آن كه مفاخر ما را از بين مىخواست ببرد، تاريخ بزرگ ما را مىخواست به هم بزند، كه از همه اصالتش بيشتر در جنايت بود، اين شخصى بود كه حالا معلوم نيست كجاها دارد سرگردان مىگردد.
مفاخر خود را از ياد نبريد
شما اين مفخرهاى خودتان را از ياد نبريد. روشنفكرهاى ما و نويسندگان ما، نويسندگان ما و تمام طبقه عالم و روشنفكر توجه به مفاخر خودشان داشته باشند. اين قدر طرف غرب سجده نكنند كتاب بنويسند. شما خودت مطلب دارى؛ چه كار دارى كى چه گفته؟ جهنّم، كه گفته! چرا استشهاد به يك قول اجنبى مىكنى تا روح جوانهاى ما را افسرده كنى و اينها را از قالب خودشان بيرون بكنى.
لزوم اعراض از آثار غربزدگان
شما ملت هم بنا بر اين بگذاريد كه اگر يك داروخانهاى اسم خارجى داشت از او چيزى نخريد تا اسمش را عوض كند. اگر [در] يك كتابى، اين دانشگاهيهاى عزيز ما، اينها هم توجه به اين معنا بكنند كه اگر يك نويسندهاى در هر كتابى شروع مىكند از ديگران در كتابش استشهاد كردن، اين كتاب را نخوانند، نخوانند اين كتاب را. اگر
[١] آنكه جايگاهش، بهشت است.
[٢] شاه عباس اول صفوى.