صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢٤ - جايگاه مردمى آقاى طالقانى
درست كنيم، برويم از اروپا افراد پيدا بكنيم؟ برويم از آنهايى كه طرفدار اروپا و طرفدار غرب هستند، طرفدار كمونيستها هستند از آنها يك افرادى پيدا بكنيم؟ آقايان بروند آنها را پيدا بكنند كه ناراحت نشوند اين آقايان! خوب، آقايان هم اگر پيدا مىكردند و معرفى مىكردند و ملت مىفهميد كه اين بر خلاف مسير اسلام است، از آقايان هم انصراف پيدا مىكردند. با آقايان، عقد اخوتى مردم نبستند.
جايگاه مردمى آقاى طالقانى
مردم به عنوان اينكه اينها اسلامى هستند و معرف اسلام هستند همه ما اين طورى هستيم. به عنوان اينكه ما يك آدمى هستيم خدمتگزار اسلام هستيم مردم ما را مىپذيرند؛ و الّا چشم و ابروى سياهى كه ما نداريم كه مردم براى خاطر او ما را بپذيرند. اينها مىدانند كه ماها خدمتگزار هستيم به آنها و خدمتگزارها را به آنها علاقه دارند. اين مردمى كه به آقاى طالقانى اين قدر اظهار [علاقه] كردند اين واقعاً براى اين است كه آن آقا نوشته است كه چون ايشان دمكرات بود از اين جهت اين قدر مردم [...]، آن چيزها را كه مردم مىبوسيدند، آن كلنگى كه قبر ايشان را كنده بود مىبوسيدند، اين براى آن بود كه ايشان يك مردى بود دمكرات بود؟ اين جورى بود؟! يا نه، اين يك روحانى بود، مردم روحانيها را مظهر نبوت مىدانند و مظهر امامت مىدانند.
و در آن حرفهايى كه من ديروز زدم، شايد فردا بشنويد، اين است كه ببينيم مردم چه مىگويند. ما يكوقت اين است كه مىرويم توى اتاق مىنشينيم و هر چه دلمان مىخواهد مىنويسيم: اين براى خاطر اين بود، اين براى خاطر آن بود! يكوقت مىخواهيم ببينيم كه اين مردم كه انقلاب كردند و همچو اظهارِ- عرض مىكنم كه- مصيبت كردند چه چيز مىگفتند. جز اين بود كه مىگفتند: اى سيد ما، سرور ما، «اى نايب پيغمبر ما جاى تو خالى است». اينها به عنوان «نايب پيغمبر» مىشناختند ايشان را. از اين جهت آن كلنگ را مىبوسيدند. مثل آن است كه ضريح حضرت معصومه را مىبوسند. به طلا و نقره و به آهن علاقه نيست. اين يك اظهار علاقهاى است نسبت به خدا و نسبت به پيغمبر و نسبت