صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٣ - آزادى وارداتى و غربى، تخديركننده افكار جوانان
اقبال نمىكنند. وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ آنهايى كه كافر هستند، كفران نعمت خدا را مىكنند؛ مستور است واقعيات پيش آنها، در سطح و در تيرهگى هستند، كه اينها اوليايشان طاغوت است. كار طاغوت چيست؟ يُخْرِجُهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ از نور، از نور مطلق، از هدايت، از استقلال، از مليت، از اسلاميت، اينها را بيرون مىكند و وارد مىكند در ظلمتها. در اين ظلمات اينها را وارد مىكنند.
شرق بايد خود را بازيابد
ماها الآن خودمان را گم كرديم، مفاخر خودمان را الآن گم كرديم. مَآثِر خودمان را گم كرديم. تا اين گم شده پيدا نشود، شما مستقل نمىشويد، بگرديد پيدايش كنيد، بگرديد شرق را پيدا كنيد. تا ما اين طور هستيم، تا نويسندههاى ما آن طور است، تا روشنفكرهاى ما آن طور فكر مىكنند، تا آزاديخواهان ما آن طور آزادى غربى را مىخواهند، همين است كه هست. فرياد مىزنند كه اختناق است، اختناق است، آزادى نيست! چه شده است كه آزادى نيست؟ نمىگذارند اين آخوندها، زنها و مردها را با هم توى دريا بروند بغلطند! اين آخوندها نمىگذارند كه اين جوانهاى ما آزاد باشند بروند در مشروبخانهها و در قمارخانهها و در فحشا فرو بروند، آزادى نيست! اينها نمىگذارند كه راديو و تلويزيون ما، زنهاى لخت را نشان بدهد و آن وجه وقيح را، فضيح را، قبيح را، و بچهها و جوانهاى ما را مشغول كند!
آزادى وارداتى و غربى، تخديركننده افكار جوانان
اين يك آزادى وارداتى است كه از غرب آمده است. «آزادى استعمارى» است. يعنى ممالك مستعمره را ديكته كردند به آنهايى كه خائن به مملكت هستند به اينكه ترويج اين آزاديها را بكنيد. آزادند كه هروئين بكشند، چه بكنند. آزادند كه افيون بكشند، آزادند كه به قمارخانهها بروند، آزادند كه به عشرتخانهها بروند، آزادند كه به سينماها بروند. نتيجه چه؟ نتيجه اينكه اين جوانهايى كه بايد براى يك مملكت و براى سرنوشت يك مملكت فعاليت داشته باشند نسبت به سرنوشت مملكت بىتفاوت باشند.