صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٨١ - وحدت و اسلام خواهى، رمز پيروزى
مىشود. اگر بنا باشد كه ماها كنار برويم و بگوييم كه بگذاريد دولت اين كار را بكند، دولت نمىتواند. دولت بخواهد بگويد كه ما كنار برويم و بگذار روحانيت اين كار را بكند، روحانيت هم نمىتواند، تنها تنها نمىشود:
يد الله مع الجماعة [١]
همه دست به دست هم اگر داديم، مىتوانيم كارى انجام بدهيم. اگر در همين پيروزى ابتدايى، اين قدم اوّل، شما محوّل كرده بوديد، روحانيون محوّل كرده بودند كه خوب، بازاريها بروند شكست بدهند، بازاريها محوّل كرده بودند كه روحانيون بروند شكست بدهند، آنها محوّل كرده بودند كارگرها بروند، الآن هم نه شما اينجا تشريف داشتيد و نه من. من يا نجف بودم يا فرانسه؛ و شما هم در محلهاى خودتان گرفتار به سازمان امنيت بوديد. همه وقتى دست به هم داديد، مجتمع شديد، مثل قطرههاى بارانى كه از يك قطره يك قطره هيچ كار نمىآيد، وقتى كه با هم مجتمع شدند يك سيل راه مىافتد، يك سيل عظيم راه مىافتد، يك سد بزرگ را مىشكند، اين انسانها اين طور هستند، هر كدام يك ذرّه كار از آنها مىآيد. اگر بخواهد اين گروه خودش يك عمل مستقلى بكند، نمىتواند.
وحدت و اسلام خواهى، رمز پيروزى
وقتى گروهها به هم متصل شدند و مجتمع شدند، و مقصد هم مقصد الهى [باشد] آن، مهم اين بود كه در اين اجتماعات يك مقصد بود و آن خدا بود. اين يك تحول روحى بود كه در ملت به اذن خدا پيدا شد و رمز پيروزى ملت ما اين معنا بود كه همه حول و بر اسلام فرياد كردند. هر كس يك چيزى را نچسبيد؛ آن يك چيزى را، آن يك چيزى. را حتى آنها هم كه حالا يك مخالفتهايى مىكنند آنها هم آن وقت مخالفت ديگر نمىكردند؛ مستهلك بودند در بين ملت. ملت ما مجتمع شدند در كلمه اسلام، در جمهورى اسلام؛ مجتمع شدند در اينكه ما اين سلسله فاسد را نمىخواهيم، اين مسأله الهى بود، خدا خواست اين كار بشود. و اين مسئله الهى را ما بايد حفظش كنيم.
اين معنا كه همه باز توجهمان به اين باشد كه براى خدا انجام وظيفه بكنيم. هر كس در
[١] حديث نبوى، صحيح ترمذى، ج ٣، ص ٣١٦: «دست خدا با جماعت است».