صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٥ - حكومت اسلامى، حكومت قانون است
است. [١] ما يك همچو اسلامى كه عدالت باشد در آن، اسلامى كه در آن ظلم هيچ نباشد، اسلامى كه آن شخص اوّلش با آن فرد آخر همه در سواء در مقابل قانون باشند، در اسلام آن چيزى كه حكومت مىكند يك چيز است، و آن قانون الهى. پيغمبر اكرم هم به همان عمل مىكرده است؛ خلفاى او هم به همان عمل مىكردند؛ حالا هم ما موظّفيم كه به همان عمل كنيم. قانون حكومت مىكند. شخص هيچ حكومتى ندارد. آن شخص و لو رسول خدا باشد، و لو خليفه رسول خدا باشد، شخص مطرح نيست در اسلام.
حكومت اسلامى، حكومت قانون است
در اسلام قانون است، همه تابع قانوناند و قانون هم قانون خداست. قانونى است كه از روى عدالت الهى پيدا شده است. قانونى است كه قرآن است؛ قرآن كريم است، و سنت رسول اكرم است. همه تابع او هستيم و همه بايد روى آن ميزان عمل بكنيم. فرقى ما بين اشخاص نيست در قانون اسلام. فرقى ما بين گروهها نيست. با اينكه پيغمبر اكرم عرب بوده است و با عرب صحبت مىفرموده است، مىفرمايد كه هيچ عربى بر عجم شرافت ندارد؛ و هيچ عجمى هم بر عرب شرافت ندارد. شرافت به تقواست. شرافت به اين است كه تبعيت از اسلام، هر كس بيشتر تبعيت از اسلام كرد، بيشتر شرافت دارد و هر كس كمتر، شرافتش كم است، و لو اينكه بسته به رسول اكرم باشد. حضرت [٢]) ٠٨١ (سلام اللَّه عليه- از قرارى كه نقل شده است، آن آخرى كه در معرض موتشان بوده است، جمع كردند عدهاى را دور خودشان از عشيره خودشان گفتند كه شما فرداى قيامت نياييد بگوييد كه من مثلًا پسر حضرت صادق بودم، من برادر او بودم، من زن او بودم. نخير، اينها نيست در كار، عمل در كار است. بايد همه با عملتان پيش خدا برويد. ما همه بايد با اعمالمان پيش خدا برويم؛ نه اينكه حَسَبى در كار باشد، نه اينكه نَسَبى در كار باشد. اين حرفها مطرح نيست در اسلام. در اسلام يك قانون است و آن قانون الهى.
[١] نهج البلاغه، خطبه ٢٧.
[٢] اين ماجرا از امام پنجم حضرت باقر- عليه السلام- نقل شده است. أعلام الدين، ديلمى، ص ١٤٣.